اسطــوره_ قسمت_449به زحمت رنگ شیطنت را از کلامم زدودم و گفتم: - شبا رو هم پیش خودم باشی. تو کانکس م…
انتشار: 2026/08/17 19:47 UTCدریافت: 2026/08/17 22:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 22:01 UTC
اسطــوره_ قسمت_449به زحمت رنگ شیطنت را از کلامم زدودم و گفتم: - شبا رو هم پیش خودم باشی. تو کانکس من. تمام تنش تکان خورد. با چشمان از حدقه در آمده گفت: - بله؟ به زور خنده ام را مخفی کردم و گفتم: - یه عقدنامه قلابی جور می کنیم. خرجش یه میلیون تومنه. در عوض هم خیال من راحت میشه هم تو به مراد دلت می رسی. دهان بازش را بست و گفت: - شوخی می کنی دیگه. ابروهایم را بالا انداختم و گفتم: - نه. زورکی خندید. - همینم مونده. عقدنامه قلابی! چشمکی زدم و گفتم: - مشکلت با قلابی بودنشه؟ نترس بابا فقط عقدنامه ش الکیه. بقیه ش واقعیه. تمام صورتش رنگ خون گرفت. جیغ زد: - دانیار! با آرامش سیگاري از توي جیبم در آوردم و گفتم: - ها؟ چیه؟ فکر کردي من از اون کارگرا کمترم؟ یا سیب زمینی ام؟ یا مسیح مقدسم؟ از جا پرید. کیفش را چنگ زد و با حرص گفت: - یه کلمه بگو نه. بگو نمی ذارم بري. بگو از نظر من زن به درد عمران نمی خوره. بگو خوشم نمیاد کار یاد بگیري. چرا بهونه میاري؟ پک عمیقی به سیگار زدم و گفتم: - بهونه نیست. تنها راه حل موجوده.تمام تنش تکان خورد. با چشمان از حدقه در آمده گفت: - بله؟ به زور خنده ام را مخفی کردم و گفتم: - یه عقدنامه قلابی جور می کنیم. خرجش یه میلیون تومنه. در عوض هم خیال من راحت میشه هم تو به مراد دلت می رسی. دهان بازش را بست و گفت: - شوخی می کنی دیگه. ابروهایم را بالا انداختم و گفتم: - نه. زورکی خندید. - همینم مونده. عقدنامه قلابی! چشمکی زدم و گفتم: - مشکلت با قلابی بودنشه؟ نترس بابا فقط عقدنامه ش الکیه. بقیه ش واقعیه. تمام صورتش رنگ خون گرفت. جیغ زد: - دانیار! با آرامش سیگاري از توي جیبم در آوردم و گفتم: - ها؟ چیه؟ فکر کردي من از اون کارگرا کمترم؟ یا سیب زمینی ام؟ یا مسیح مقدسم؟ از جا پرید. کیفش را چنگ زد و با حرص گفت: - یه کلمه بگو نه. بگو نمی ذارم بري. بگو از نظر من زن به درد عمران نمی خوره. بگو خوشم نمیاد کار یاد بگیري. چرا بهونه میاري؟
