🛑درسی از عاشورا؛ بی اعتنایی به تبلیغات و هیاهوها ✍فرهاد درویشیدوم تیرماه ۱۴۰۵ (هشتم محرم ۱۴۴۸)🔹یکی…
انتشار: 2026/06/24 13:05 UTC
🛑درسی از عاشورا؛ بی اعتنایی به تبلیغات و هیاهوها ✍فرهاد درویشیدوم تیرماه ۱۴۰۵ (هشتم محرم ۱۴۴۸)🔹یکی از تلخترین واقعیتهای عاشورا آن است که بسیاری از کسانی که در برابر امام حسین(ع) ایستادند، نه دشمنان تاریخی اسلام بودند و نه لزوماً انسانهایی شرور و جنایتکار. بخش قابل توجهی از آنان مردمانی عادی بودند که در فضایی آکنده از ترس، تبلیغات، ناامنی و سردرگمی، قدرت قضاوت مستقل خود را از دست داده بودند.🔹کتاب «مغز ایدئولوژیک» اثر لیور زمیگرود یادآور میشود که یکی از بزرگترین خطرهای پیش روی جوامع، زمانی پدید میآید که انسانها به جای اندیشیدن، به روایتهای ساده و آماده پناه ببرند؛ روایتهایی که اضطراب را کاهش میدهند، اما الزاماً حقیقت را آشکار نمیکنند.🔹 ایران امروز، در دوران پساجنگ و پساتفاهم، در معرض آزمونی مشابه قرار دارد. میلیونها ایرانی از یک سو از مشکلات اقتصادی، محدودیتهای سیاسی، فساد، ناکارآمدیها و انباشت خطاهای حکمرانی خسته شدهاند و از سوی دیگر به خوبی میدانند که مداخله خارجی، جنگ، تجزیه، تحقیر ملی و وابستگی به قدرتهای بیرونی نیز آینده مطلوبی برای کشور رقم نخواهد زد. دقیقاً در چنین شرایطی است که خطر شکلگیری دو روایت افراطی افزایش مییابد.🔹روایت نخست میگوید چون از وضعیت موجود ناراضی هستیم، هر نیروی خارجی که علیه حاکمیت عمل کند، ناگزیر در خدمت آزادی مردم است. هواداران جریان براندازی در داخل و خارج از کشور، کمابیش چنین رویکردی دارند.🔹روایت دوم میگوید چون کشور در معرض تهدید خارجی قرار دارد، انتقادها و مطالبات اصلاحی باید به حاشیه رانده شوند یا با سوءظن نگریسته شوند. بخشی از نیروهای محافظهکار در داخل کشور، چنین نگاهی را نمایندگی میکنند.🔹هر دو روایت، اگرچه در ظاهر مقابل یکدیگر قرار دارند، اما از یک ریشه مشترک تغذیه میکنند: ناتوانی در درک و تحمل پیچیدگی واقعیت.🔹 بر اساس آموزههای «مغز ایدئولوژیک»، ذهنهای گرفتار در قطببندیهای شدید، معمولاً جهان را به دو اردوگاه مطلق تقسیم میکنند؛ خیر مطلق و شر مطلق. در چنین وضعیتی، توانایی دیدن حقیقتهای همزمان از بین میرود. اما واقعیت ایران امروز پیچیدهتر از این دوگانههاست. میتوان از استبداد، فساد، تبعیض و ناکارآمدی انتقاد کرد و در عین حال مخالف تجاوز خارجی بود. میتوان خواهان اصلاحات عمیق سیاسی و اقتصادی بود و در عین حال استقلال ملی را خط قرمز دانست. میتوان از حقوق شهروندی دفاع کرد و همزمان با پروژههای بیثباتسازی کشور مخالفت نمود.🔹 اتفاقاً یکی از مهمترین درسهای عاشورا نیز همین است. امام حسین(ع) در مبارزه با ظلم، استقلال اخلاقی و سیاسی خود را حفظ کرد و حاضر نشد برای مقابله با یک انحراف، به انحرافی دیگر تن دهد. او اجازه نداد انتخاب میان دو باطل، افق تصمیمگیری و مسئولیتپذیری او را محدود کند. امروز نیز بزرگترین مسئولیت مردم ایران حفظ همین استقلال فکری است. نباید اجازه داد خشم نسبت به سیاستها و مشکلات داخلی، به نفرت از ایران تبدیل شود. همانگونه که نباید اجازه داد نگرانی از تهدید و تجاوز خارجی، به توجیه همه سیاستها و خطاهای داخلی بینجامد.🔹 تجربه تاریخی نشان داده است ملتها زمانی آسیب میبینند که به جای دفاع همزمان از آزادی و استقلال، یکی را قربانی دیگری کنند. برخی کشورها استقلال خود را حفظ کردند اما از آزادی محروم شدند و گرفتار رکود و نارضایتی شدند. برخی دیگر نیز به امید آزادی، استقلال خود را از دست دادند و به میدان رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شدند.🔹ایران برای عبور موفق از این مقطع تاریخی به نوعی بلوغ ملی نیاز دارد؛ بلوغی که بتواند همزمان دو مطالبه را در کنار یکدیگر نگه دارد: اصلاح اساسی حکمرانی و حفظ استقلال ملی. اگر مردم بتوانند این تعادل دشوار را حفظ کنند، نه زیر فشار ترس و تبلیغات، از مسئولیت خود شانه خالی میکنند و نه حقیقت را در زیر انبوه روایتهای رسمی، گم خواهند کرد.🔹 بزرگترین درس عاشورا برای ایران امروز شاید این باشد که انسان آزاد، کسی است که توانایی حفظ قضاوت مستقل خود را در میان تبلیغات و هیاهوهای قدرتهای داخلی و خارجی از دست ندهد. در روزگاری که هر جریانی میکوشد مردم را به یکی از دو سنگر مطلق بکشاند، دفاع همزمان از ایران، آزادی، عدالت و استقلال دشوارترین اما ضروریترین وظیفه ملی است. آینده ایران را نه انکارکنندگان خطاهای داخلی خواهند ساخت و نه توجیهگران مداخله خارجی؛ آینده متعلق به کسانی است که آزادی و استقلال را دو روی یک سکه میدانند و اجازه نمیدهند هیچیک به بهانهای برای نادیده گرفتن دیگری تبدیل شود.@Tabanweekly