🛑کارشکنی تندروها - از برجام تا توافق با آمریکا✍علی اکبر حاجبیمقدمه: مسیر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایر…
انتشار: 2026/06/29 07:44 UTC
🛑کارشکنی تندروها - از برجام تا توافق با آمریکا✍علی اکبر حاجبیمقدمه: مسیر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در تعامل با قدرتهای جهانی، همواره با دو چالش مواجه بوده است: یکی فشارها و تهدیدات خارجی و دیگری تضادهای شدید داخلی. در این میان، جریان اصولگرای تندرو و جبهه پایداری، به عنوان یک کانون مخالف، تلاش کرده است تا هرگونه تعامل دیپلماتیک را نه به عنوان یک ضرورت سیاسی، بلکه به عنوان یک سقوط ایدئولوژیک به تصویر بکشد. این گزارش به بررسی روند کارشکنیهای این جریان از دوران برجام تا تلاشهای اخیر برای صلح با آمریکا میپردازد تا نشان دهد چگونه تکرار یک الگوی رفتاری، میتواند منافع ملی را به مخاطره اندازاند.۱. سدّ راه برجام: از مخالفت در مجلس تا برچسبزنی (۱۳۹۴-۱۳۹۵):* توافق برجام در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ نهایی شد، اما مسیر اجرای آن با مقاومت شدید جبهه پایداری همراه بود. در این دوره، چهرههایی نظیر زاکانی، نبویان، حمید رسایی و حسینعلی حاجیدلگانی و... با استفاده از هر تریبونی به ویژه مجلس، تلاش کردند تا برجام را تحمیلی و ناحق معرفی کنند. همزمان، سعید جلیلی با تکیه بر جایگاه خود به عنوان مذاکرهکننده پیشین، برجام را نتیجه احساس ضعف نامید و با ادعای نادیده گرفتن حقوق مسلم، تلاش کرد تا فضای تردید را در میان بدنه نظام و مردم گسترش دهد. این جریان از طریق کمیسیون ویژه برجام و گزارشهای فنی-حقوقی، سعی کرد توافق را از منظر امنیتی زیر سؤال ببرد و حتی مقامات بینالمللی مانند یوکیا آمانو را به پاسخگویی در برابر دیدگاههای خود بکشاند.۲. از برجام تا توافق با آمریکا بازوی رسانهای افراطیون:* در این مسیر، سازمان صدا و سیما نه به عنوان یک رسانه ملی، بلکه به عنوان ابزاری برای تقویت روایتهای تندرو عمل کرد. با پخش برنامههایی که توافق را خطر امنیتی و تسلیم تصویر میکردند، این رسانه سعی داشت هرگونه پیشرفت دیپلماتیک را در چشم مخاطب مسموم کند. ۳. این فشارها تنها در رسانه محدود نبود؛* بلکه در قالب تجمعات و همایشهای سازمانیافته (مانند همایشهای اردیبهشت ۱۳۹۳) با حضور چهرههایی چون رسایی و دیگر اعضای پایداری، به شکل حملات شخصی به تیم مذاکرهکننده (بهویژه ظریف و روحانی) درآمد تا هزینه سیاسی هرگونه انعطاف در مذاکرات را برای دولت افزایش دهند.۴. تکرار الگو در تلاشهای اخیر برای صلح (۱۴۰۴-۱۴۰۵):* پس از خروج آمریکا از برجام و گذر از تنشهای شدید، هنگامی که تلاشهای جدید برای صلح و تنشزدایی (از جمله تفاهمات فنی در سوئیس و دوحه در سال ۱۴۰۵) آغاز شد، جبهه پایداری بار دیگر همان تاکتیکهای قدیمی را به کار گرفته است.امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، در تکراری از همان روایتهای گذشته، توافقات اخیر را بدتر از برجام و ابلهانه خواند و با ادعای عدم رعایت خطوط قرمز، سعی کرد فضای تقابل را زنده کند. همچنین، تجمعات سازمانیافته در تهران و شهرستان ها با شعارهایی علیه عباس عراقچی و دیگر مذاکرهکنندگان، نشان داد که این جریان همچنان بر محور امنیتیسازی صلح تأکید دارد. تکرار عباراتی چون سلفی با شیطان توسط حمید رسایی، نشاندهنده این است که این جریان هیچگونه بازنگری در رویکرد خود نسبت به واقعیتهای جهانی نداشته است. بدترین نوع مخالفت با مذاکرات ، دیپلماسی و صلح، افشای اخبار طبقه بندی شده توسط نبویان در برنامه زنده تلویزیون بود. او که از مصونیت آهنین برخوردار است افشاگر نامه های رهبری به رئیس جمهور بود.۵. با تاسف باید گفت:* خطر تکرار تاریخ و اولویتهای جناحی را شاهد هستیم. بررسی روند تاریخی از سال ۱۳۹۴ تا امروز نشان میدهد که جریان پایداری و اصولگرایان تندرو، الگویی ثابت در مواجهه با دیپلماسی دارند: - تخریب مذاکرهکننده - برچسبزنی ایدئولوژیک - ایجاد فضای ترس و تردید - بیاثر کردن توافق.6. نگرانی اصلی این است که:* اولویت این جریان، نه گشایش اقتصادی یا کاهش تحریمها، بلکه حفظ یک فضای دوقطبی و ایدئولوژیک است. تکرار همین تاکتیکها در پروندههای اخیر، میتواند منجر به تخریب اعتماد متقابل در مذاکرات و از دست رفتن فرصتهای طلایی برای صلح پایدار شود. تاریخ ثابت کرده است که افراط در مخالفت و نادیده گرفتن منافع ملی در برابر شعارهای جناحی، تنها نتیجهاش انزوای بیشتر و افزایش هزینههای اقتصادی و اجتماعی برای مردم است. تنها راه خروج از این بنبست، غلبه عقلانیت ملی بر جنجالهای جناحی است.این رفتارها و مواضع برخلاف خواست اکثریت مردم است؛ پیشنهاد می شود رهبری و مقامات قضایی در این شرایط حیاتی و مهم آنان را به هر شکل ممکن ، مهار کنند./کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها@Tabanweekly