شعر طُبسطُبسبه طبس که رفتی ای دل، برسان سلام ما رامگرم ز باغ گلشن، ببری پیام ما راچه بسا ملائک آنجا…
انتشار: 2026/08/21 11:11 UTCدریافت: 2026/08/22 04:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 04:00 UTC
شعر طُبسطُبسبه طبس که رفتی ای دل، برسان سلام ما رامگرم ز باغ گلشن، ببری پیام ما راچه بسا ملائک آنجا، به میان گرفته، در برحرم حسین موسی(ع)، پسر امام ما رابه دل کویر حلوان، دو هزار و صد ستارهبه چه زینتی رسانده، شب نیلفام ما رابه نظر،محال بوده، که در آن کویر، جنگلبه نسیم شب نوازد، همه شب مشام ما راچه کسی خیال میکرد خدای خوب ما همز طبس رسانده باشد نمک طعام ما راز تنوع معادن، متنوع است روزینظری به حال شاعر، برسان سهام ما رافره ونگ را که دیدی و از آب آن چشیدیبرسان سلام و پر کن، ز خیال، جام ما راز من طبس نرفته، گل من چه انتظاریشب عاشقانه، بر هم، مزن انتظام ما رابر آبشار تفتو، به طبس چه کارم ای دلکه بسوزم و نبینی، پس از آن دوام ما راز صدای طبل، خوشتر، به دعای روزه دارانرمضان نموده شیرین، به سحر کلام ما راهمه عاشقان به صحرا، به هوای ماه نوروزبرسان به آن عزیزان، فقط احترام ما راتو عروس آن کویری، که فنا نمی پذیریپس زلزله برآیی، که ببین قیام ما رادل عاشق(زمانی)، به( فرج) خوش است و (تعجیل)نفسی خدای رحمان، برسان امام ما راتیمور زمانی🌴 @Tabasya👈 #طبسیا 🌴




