#صفحه_آخر_کتاب (۷)«چون تو خدایی»همین عنوان کتاب آرامشبخش است؛ اعتراف به خدایی که حضورش همهچیز است…
انتشار: 2026/08/12 04:53 UTCدریافت: 2026/08/13 07:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 07:25 UTC
#صفحه_آخر_کتاب (۷)«چون تو خدایی»همین عنوان کتاب آرامشبخش است؛ اعتراف به خدایی که حضورش همهچیز است.نامهای خداوند چقدر دلگرمکننده و آرامشدهندهاند.دوستی میگفت: «تمام نامهای خداوند برای قلبِ پر از اندوه انسان آرامشبخشاند؛ اما نام «یا ستّار» آرامش بیشتری به انسان میدهد؛ زیرا انسان خودش و اعمالش را بهتر از دیگران میشناسد و همیشه نگران است که مبادا روزی رسوا شود.»نام «یا ستّار» او را اندکی آرام میکند؛ زیرا با خدایی روبهروست که «ستّار» است؛ یعنی پوشاننده عیبها.راستی!آیا عیبهای خودمان را میشناسیم؟بیا کمی به آن فکر کنیم.کتاب «چون تو خدایی» نوشته علی بن جابر الفیفی است. نویسنده در مقدمه کتاب یادآور شده که پس از خوابی که دیده، به نوشتن این کتاب روی آورده و آن را به پدر گرامیاش تقدیم کرده است.ترجمه کتاب را دوست عزیز و گرامی، جناب عبدالجمیل جابر، انجام دادهاند؛ ترجمهای روان و بسیار متناسب با محتوای کتاب.«چون تو خدایی» کتابی نیست که فقط یکبار آن را بخوانی و کنار بگذاری؛ بلکه کتابی است که هر روز نیاز است سری به آن بزنی، حالش را بپرسی و از ملاقات با آن، حال خودت را خوب کنی؛ کتابی که غم و اندوه را از وجودت دور میکند و احساس میکنی باید تا زندهای آن را برای خودت حفظ کنی.جناب الفیفی در این کتاب به معرفی یازده نام از نامهای خداوند میپردازد. پیش از آنکه به صفحات پایانی کتاب برسیم، اجازه دهید چند جمله از این کتاب را با هم بخوانیم:خداوند دوست دارد که ما وارد بهشت شویم.حقا که اگر مرگ در دنیا نبود، زندگی ناگوار میشد.خداوند زیباست، زیبایی را میآفریند و زیبایی را نیز دوست دارد.خداوند به هر کس که از او بخواهد و حتی به کسی که از او نخواهد، میبخشد.هر چیزی در این هستی به ما میگوید که الله، ذات یگانه است.آخرین نامی که نویسنده در این کتاب به آن میپردازد، «البدیع» است؛ به معنای نوآورنده و آفریننده بیمانند.وقتی به پدیدههایی که خداوند آفریده و نویسنده با الهام از این نام در صفحات پایانی کتاب به آنها اشاره میکند، فکر میکنم، انسان حیران میماند که خداوند چقدر خلاق و بدیع است؛ از وجود خود انسان گرفته تا دیگر پدیدههای جهان هستی.در صفحه آخر کتاب، یعنی صفحه ۱۷۲، نویسنده به نعمت اکسیژن اشاره میکند و از انسان میپرسد: آیا زندگی بدون اکسیژن امکانپذیر است؟ انسان چقدر میتواند بدون اکسیژن دوام بیاورد؟ و اگر خداوند این نعمت را از موجودات بگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟نویسنده ادامه میدهد که اگر انسان تمام عمر خود را در سجده برای خداوند بگذراند، باز هم نمیتواند اندکی از شکر نعمتهای او را بهجا آورد.و کتاب با این شعر مولانا به پایان میرسد:ما نبودیم و تقاضای ما نبودلطف تو ناگفته ما میشنودوحید کاظمی@bekhan_wk

