و «یشب» را در خراسان «یشم» گویند. و او انواع است.و آوردهاند که هر که حجر یشب با خویشتن دارد صاعق…
انتشار: 2026/08/20 00:25 UTCدریافت: 2026/08/20 18:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 18:15 UTC
و «یشب» را در خراسان «یشم» گویند. و او انواع است.و آوردهاند که هر که حجر یشب با خویشتن دارد صاعقه در وی نیفتد.و دفع چشم بد بکند و عطش را سبک کند چون در دهن گیرند، و علتهای معده را نافع بود. و بدین سبب در مفرّحات مصول کرده به کار دارند.#جواهرنامهی_نظامی #محمد_بن_ابیالبرکات_جوهریی_نیشابوری ۳ قسمت متن را برجسته کردم که برایم جالب بودند.؛جوهری در مورد یشم نمینویسد مثلا یشم از انواع مختلفی تشکیل شده است، یا یشم انواع مختلفی دارد، یا یشم را انواعیست مختلف. در کمال ایجاز میگوید « و او انواع است» حتی نمیگوید او را انواعی است. یعنی نهایت ایجاز را لحاظ میکند. در همان یک جملهی کوتاه با ضمیر «او» از یشم نام میبرد، نه «آن». ضمیرش را البته زیاد کار ندارم که در نوشتههای مختلف این اتفاق بسیار افتاده، اما آن حد از ایجاز ذهن من را میبرد به کتاب #تاریخ_سیستان . که انگار جملاتش را زیر چرخ عصّاری گذاشتهاند و عصارهاش را وارد کتاب کردهاند.مورد بعدییی که برجسته کردهام سنگ و گوهر کردن در مفرحات است. اینکه جوهری آیا از مفرحات فقط منظور می و مسکرات را در نظر دارد یا نه معلوم نیست، چون هر شربتی که باعث فرح شود را میتواند در بر بگیرد. حتی شربت زعفران را. اما این که سنگ در این مفرحات میکردهاند را بارها در این کتاب آورده. و برای هر کدام خاصیتی هم قائل شده است. و اما مصول کردن؛در لغتنامهها نوشته است؛«مصول مایعی است که در وی حنظلِ تر نهند تا تلخی از وی رود...»جمله دو روی مختلف دارد. حنضل را در آن مایع میاندازند که تلخیی مایع را بگیرد؟ یا مایع قرار است تلخیی حنضل را بگیرد؟حنضل چیست؟ گیاهیست از کدوسانان، میوهی آن معروف است به هندوانهی ابوجهل، و بسیاری اسامیی دیگر. بسیار تلخ است، و در ادبیات هم بسیار استفاده شده برای گفتن حد تلخی. با روشهایی تلخیی آن را باید گرفت تا قابل استفاده شود. خب، تا اینجا معلوم میشود مصول کردن برای از بین بردن تلخیی هندوانهی ابوجهل است و آن مایع تلخیزدا را مصول میگویند.آیا سنگ را در مفرحات میکردهاند اما نه بدون مقدمه، که اول تلخیی سنگ یا خاصیت بد سنگ را رفع میکردهاند با مایعی؟ تقریبا در خاصیت تمام سنگها هم این را آورده که مثلا؛ «اگر سنگ دهنج را مصول کنند به سرکه و بر بریدگی طلا کنند [ طلا کردن یعنی دوا را رقیق بر عضوی مالیدن. غلیظِ آن میشود ضماد کردن] بر ریشهای سودایی نافع باشد. اول گمان میکردم این مصول کردن پودر کردن است. اما به این معنی نبود که در کتاب هر کجا خواسته پودر کردن را بیاورد از «خرد ساییدن» «سابیدن» «سودن» استفاده کرده است. اما به مرجان که رسیدم دیدم معنیی پودر کردن را هم میدهد انگار.[ و خاصیت مرجان آن است که آن را مصول کنند و در مفرحات به کار دارند و خون دل را صافی کند و روح را مدد کند]. اما یقینی به این ندارم. چیزی که از متن برمیآید این است که سنگ را با مقدمهی قبلی میانداختهاند در مفرحات، و از آن خاصیتی را مد نظر داشتهاند. #حسین_عباسیان


