نقد بنیادین بر نظریهی «ولایت مطلقه فقیه» حول این محور است که تجمیع قدرت سیاسی و تقنینی در دستان یک…
انتشار: 2026/06/30 11:10 UTC
نقد بنیادین بر نظریهی «ولایت مطلقه فقیه» حول این محور است که تجمیع قدرت سیاسی و تقنینی در دستان یک فرد یا نهادِ غیرپاسخگو، بدون وجود نظارت نهادمند و سازوکارهای شفاف حقوقی، عملاً مفهوم «حاکمیت قانون» را به «حاکمیتِ تشخیص» تقلیل میدهد. در این پارادایم، به دلیل فقدان مرجع نهاییِ مستقل برای داوری میان حاکم و شهروند، «حقوق بنیادین» افراد به جای آنکه حقوقی ذاتی و غیرقابلسلب باشند، به امتیازاتی مشروط به تشخیص مصلحت از سوی حاکمیت بدل میشوند؛ وضعیتی که با قدسیسازی قدرت و کاهش امکان نقد عمومی، نه تنها راه را بر پاسخگویی سیاسی میبندد، بلکه با تبدیل «مصلحت» به ابزاری منعطف برای گسترش اختیارات، ساختار سیاسی را از منطقِ قراردادهای دموکراتیک و تعادل قوا تهی ساخته و جامعه را از ابزارهای لازم برای اصلاحِ درونزا محروم میسازد.زهرا مهر@Tafakkor