چرخهی معیوبِ «مجازاتِ در انظار»؛گویی فراموش کردهایم که طنابِ دار نه گرهای از کارِ فروبستهی عدال…
انتشار: 2026/07/29 07:16 UTCدریافت: 2026/08/02 02:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 02:07 UTC
چرخهی معیوبِ «مجازاتِ در انظار»؛گویی فراموش کردهایم که طنابِ دار نه گرهای از کارِ فروبستهی عدالت میگشاید و نه مرهمی بر زخمهای عمیقِ پیکرهی جامعه میگذارد؛ بلکه تنها، ماشینِ تولیدِ خشونت را با سرعتی سرسامآور روغنکاری میکند. اعدام، به جای آنکه قُبحِ جنایت را به رخ بکشد، قبحِ «گرفتنِ جان» را در ضمیرِ ناخودآگاهِ جمعی میشکند و با عادیسازیِ قهر، خشونت را از سطحِ یک کنشِ مجرمانه به یک ابزارِ قانونی برای حلِ تعارضات تقلیل میدهد. وقتی دستگاهِ قضا خود به تکرارِ همان عملی دست میزند که مدعیِ تقبیحِ آن است، در واقع «حقِ انتقام» را از فرد به ساختار منتقل کرده و به جای بازدارندگی، بذرهای تازهای از خشم و کینهی نهفته در خاکِ جامعه میکارد که دیر یا زود، در شکلی عریانتر و دهشتناکتر جوانه خواهد زد. شاهدِ مثالِ تاریخیِ این فاجعه، در جوامعی مشهود است که با تکیه بر گیوتین یا چوبهی دار برای سرکوبِ آشوبهای اجتماعی، عملاً نه تنها به ثبات نرسیدند، بلکه جامعهای «خشنپرور» تربیت کردند که در آن، شهروندان در مواجهه با کوچکترین بحرانها، به جای قانون، غریزهی حذفیِ ساختار را بازتولید میکنند؛ گویی اعدام، نه نقطه که ویرگولی است میانِ دو فصل از جنایت، که با هر بار امضا، زنجیرهی خشونت را به حلقهی بعدی پیوند میزند و ما را در دایرهای بسته گرفتار میکند که هرچه با قاطعیتِ خونین به مرکزِ آن میکوبیم، دیوارهایش بلندتر و امنیتمان شکنندهتر میشود؛ چرا که هیچ حکومتی با نهادینه کردنِ «فرهنگِ کشتن» در سایهی عدالت، نتوانسته است صلح را به خانهها بازگرداند، بلکه تنها ابعادِ خشونت را از خیابان به زیرِ پوستِ شهر و از دادگاه به حریمِ خصوصیِ خانوادهها کوچ داده است.زهرا مهر @Tafakkor