آنقدر بلند حرف میزند که دیگر صدای آدمها به گوش نمیرسد.خیابانها را بستهاند تا اندوه،منظمتر عبو…
انتشار: 2026/07/02 05:40 UTC
آنقدر بلند حرف میزند که دیگر صدای آدمها به گوش نمیرسد.خیابانها را بستهاند تا اندوه،منظمتر عبور کند... بلندگوها را بلندتر کردهاند تا سکوت،جایی برای پنهان شدن نداشته باشدو آنقدر از عظمت گفتهاند که آدم، ناگهان دلش برای چیزهای کوچک میگیرد: برای یک خیابان خلوت،برای یک عصر معمولی،برای حق سادهی اینکه بتواند به چیزی تعلق نداشته باشد!من اما میان این همه بیشتر از همیشه احساس غریبی میکنم...مثل کسی که اشتباهی به مراسمی دعوت شده که نه صاحب را میشناسد، نه باحس حاضرین نسبتی دارد،فقط باید آرام بایستد، سکوت کندو وانمود کند که معنای این همه شکوه را میفهمد.فکر میکنم تلخترش این است که گاهی،نه صداها آزاردهندهاند،نه شلوغیها،نه راههای بسته.بلکه این احساس است که جایی،کسی تصمیم گرفته رنجِ آدمهای کوچک، آنقدر کوچک است که میشود زیر نورِ یک مراسم بزرگ،آن را ندید.و شهر همچنان بلند حرف میزند.آنقدر بلند...که دلت برای نجواهای خودت تنگ میشود.✍#پگاهپاکزادـروانشناس@taghvaclinic


