از پشت شیشهسالها به ما گفتند پشت این دیوارها،امنتریم.گفتند اگر پنجرهها بستهاند،لابد بادِ بیرون خط…
انتشار: 2026/08/01 09:26 UTCدریافت: 2026/08/11 00:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 00:50 UTC
از پشت شیشهسالها به ما گفتند پشت این دیوارها،امنتریم.گفتند اگر پنجرهها بستهاند،لابد بادِ بیرون خطرناک است!گفتند همین که نامت را میبرند،یعنی مهمی.همین که دربارهات حرف میزنند،یعنی دیده میشوی.اما دیده شدن،با زندگی کردن فرق داردادمی که سالها از جهان دور بماند،روزی به جایی میرسد که از شنیدن چند واژه با لهجهای شکسته ذوق میکندنه چون آن واژهها معجزهاند،بلکه چون یادش رفته ارتباط حق طبیعی هر انسان است،نه موهبتی کمیاب.عجیب است!گاهی انقدر از ایستادگی گفته میشود که کسی نمیپرسد ایستادن برای رسیدن به کجاست! آنقدر از مقاومت میگویند که فراموش میکنیم مقاومت،اگر قرار باشد پلی به زندگی نسازد،فقط شکل دیگری از ماندن در زندان است.شاید هیچ ملتی با جنگ،بزرگ نشده باشدملتها با مدرسه،کتاب،سفر،گفتوگو،موسیقی،تجارت و رفتوآمد قد میکشنددرختی که مدام در معرض طوفان نگه داشته شود،لزوما تنومند نمیشودفقط خم میشود!و تلخترین بخش ماجرا این است که وقتی سالها پشت شیشه زندگی کنی،روزی از دیدن رهگذری که برایت دست تکان میدهد،چنان خوشحال میشوی که فراموش میکنی حق تو،قدم زدن در همان خیابان بوده!✍#پگاهپاکزاد@taghvaclinic




