از سلطنت طلبان سخن نمیگویم. آن بیچارهها کارشان به جنون کشیده و البته حال و روزشان تا حدود زیادی…
انتشار: 2026/07/14 23:55 UTC
از سلطنت طلبان سخن نمیگویم. آن بیچارهها کارشان به جنون کشیده و البته حال و روزشان تا حدود زیادی قابل درک است. قریب به نیم قرن در انتظار چیزی نشستهاند که روز به روز بیشتر دور از دسترس قرار میگیرد. راه دیگری برایشان نمانده. و از آنجایی که به شدت خودخواه و ابلهند با خودشان میگویند در حملات آمریکا و اسرائیل احتمال این که به ما و یا خانواده ما آسیبی برسد خیلی اندک است، پس چرا نباید از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت نکنیم؟ نه، منظورم این بخت برگشتهها نیستند. منظورم همانهایی هستند که به قول معروف این روزها: زیر کولر گازی در تهران نشستهاند و به بچههایی که در گرمای پنجاه شصت درجه جزیره هرمز ماههاست دور از خانواده زندگی میکنند و حتی غذای درست و حسابی هم برای خوردن ندارند حکم میدهند که: معطل نکن و بزن پدر آمریکاییها را دربیاور. اما نکته تلختر و عجیبتر ماجرا این جاست که زیر کولر نشینان از وقتی متوجه شدهاند که فرماندهان و رزمندگان در میدان عاقلتر از این حرفهایند که سرنوشت بیش از نود میلیون ایرانی را به احساسات شخصیشان گره بزنند حالا چشم امیدشان به اسرائیل و آمریکا است. یعنی منتظرند آنها بیعقلی کنند و کارهای احمقانه انجام بدهند تا دیگر چارهای جز نبرد همه جانبه با کشورهای همسایه و اعراب و اروپا و ناتو و... الخ باقی نماند.مخلص کلام: ظاهرا کار حسابی بیخ پیدا کردهاست و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد نبردی عظیم خواهیم شد. باد مهرگان وزیدن خواهد گرفت و به زودی حساب دلسوزان حقیقی این سرزمین از کذابان کاسبکار جدا خواهد شد. آنانکه با همه توانشان سعی کردند این مرز پرگهر از گزند بلایای طبیعی و غیرطبیعی در امان بماند و در هنگام بلا نیز شرافتمندانه و بیادعا از بذل جان و مال خویش دریغ نورزیدند تا همیشه تاریخ سربلند و روسفید خواهند ماند و نفرت و نفرین ابدی نثار کسانی خواهد شد که از هیچ کاری برای گرفتار کردن این آب و خاک در چنگال اهریمنان دریغ نورزیدند. ایدون باد!

