داستان جهانگیر سرتیپپور و ترانه «شب بو، بیابان بو، زمستان بو»با صدای فهیمه اکبرمتحرکسازی با کمک ه…
انتشار: 2026/08/18 19:00 UTCدریافت: 2026/08/19 06:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 06:45 UTC
داستان جهانگیر سرتیپپور و ترانه «شب بو، بیابان بو، زمستان بو»با صدای فهیمه اکبرمتحرکسازی با کمک هوش مصنوعی، کار زیبایی از صفحه اینستاگرام ataatalab@TALEGHANIHA
پستهای تلگرام — طالقانیها
🇮🇷 به مناسبت ۲۸ مردادسخنرانی آیتالله طالقانی بر سر مزار دکتر محمد مصدق📍 احمدآبادِ آبیک | اسفند ۱۳۵۷آیتالله سیدمحمود طالقانی، چند ماه پس از پیروزی انقلاب، در اسفند ۱۳۵۷ بر سر مزار دکتر محمد مصدق در روستای احمدآباد آبیک سخنرانی کرد؛ سخنانی که در آن، ضمن تجلیل از مصدق، درباره اختلاف، خودبینی و فراموش کردن منافع ملی هشدار داد.«مبادا کاری بکنید که مورد لعن و نفرت آیندگان قرار بگیرید.»۲۸ مرداد، فقط یادآور یک واقعه تاریخی نیست؛یادآور ضرورت وحدت، استقلال و مسئولیت ما در برابر آینده ایران است.🕊️ یاد دکتر مصدق و آیتالله طالقانی گرامی باد.۲۸#_مرداد#مصدق#آیت_الله_طالقانی#احمدآباد#نهضت_ملی#تاریخ_ایران#طالقانیها@TALEGHANIHA
روز عکاس مبارک«۲۸ مرداد روز جهانی عکاس»@TALEGHANIHA
خورشید هر روز صبح بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند.هرگز منتظر فردایِ خیالی نباش سهمت را از شادى زندگى، همین امروز بگیر... درود صبحتون بخیرامروزتون سرشار از شور و زندگی♥️@TALEGHANIHA ─═༅✿🌺✿༅═─
رياست محترم برق طالقان با سلام امروز به مورخه 27 مرداد 1405دو²ساعت که برق که از ساعت 5 تا 7 در روستای باریکان رفت بجز اون حدود 10 بار شاهد قطع و وصل برق بودیم. این قطع و وصل و افت و افزایش ولتاژ موجبات سوختن وسایل برقی مردم طالقان میشود و در این شرایط گرانی اجناس، تعمیر و جایگزین کردن دیگر کار سختی شدهقطع شدن 2 ساعته برق را باهاش کنار میایم ولی این قطع و وصل بدون اطلاع خسارت زاست، لطفاً در این شرایط رعایت حال مردم را بفرمائید.ارسالی اهالی طالقان@TALEGHANIHA
شعری با زبان ها و گویش های مختلف قشنگ دختر نکو یه تش پروسهخری سر نیشتیه ،اما دست برسهبگوتم چی میبو یک ماچ و بوسه بگوت حرفی نیه ،خر وانمیستهشعری طالقانی استاد پور زاهد و نسخه کرمانی آن@TALEGHANIAشعری با زبان ها و گویش های مختلف قشنگ دختر نکو یه تش پروسهخری سر نیشتیه ،اما دست برسهبگوتم چی میبو یک ماچ و بوسه بگوت حرفی نیه ،خر وانمیستهشعری طالقانی استاد پور زاهد و نسخه کرمانی آن@TALEGHANIA
درود یاران همراه کجا بودیم و کجا رسیدیم !!قسمت دومادامه خاطرات فوتبال شهرک طالقاندوستان اول فیلم جوانان خودتان را ببینید و لذت ببرید بعدا متن رو بخونید .سال های نه چندان دور که فضای مجازی نبود گروهی بود که اسمشو تیم گذاشته بودند گروه یعنی تیم . از نوجوان تا جوان و میانسال در این تیم بهتر بگم در این گروه بود . کشی هم بود کشرودی هم بود این گروه در تهران ، کرج ؛ طالقان ؛برای روز مسابقه ؛ روز تمرین ؛ روز تفریح ؛ و هر روزی که میشد دور هم جمع شد،به صورت گروه در می آمد و چه کسانی که فوتبال بازی میکردند و چه کسانیکه ذخیره بودند و مربی سرپرست و تدارکات چی و کسانیکه عشق این تیم و داشتن همه غرق در لذت و آرامش و شور و نشاط و خنده و هیاهو و....بودند و براستی همه یک تیم و یک گروه و یک عشق بودند!! به عشق این تیم بود که محمد حسین از شمال می آمد . به عشق این تیم بود که مربی و سرپرست خود و ماشین خود را در خدمت تیم گذاشته بودند . به عشق تیم بود که سرپرست ؛ مربی ؛ بازیکن ها به اندازه مساوی برای پیشبرد تیم ماهیانه هزینه پرداخت میکردند . به عشق تیم بود که هر وقت برای کمک مالی پیش زنده یاد حاج نوروز ؛ حاج یونس ( مرحوم قوچعلی ) حاج محمود ( زنده یاد قوچعلی ) و... افراد ورزش دوست و متعصب میرفتیم دست خالی بر نمی گشتیم . به عشق این گروه بود که وقتی به بچه های کوچک میگفتیم : بچه نیا بالا،ماشین دیگه جا نداره ! اشک از چشماش در میامد! به عشق این تیم بود که پیرزنهای هفتاد و هشتاد ساله روستا وقتی سر رونا جمع میشدند از هم می پرسیدند مسابقه امروز کش با زیدشت چند چند شد ؟؟ به عشق این تیم بود که بیت الله ؛ منصور ؛ الله بداش؛ و.....از پدر و مادر خود متلک می شنیدند ولی باز هم اول از همه با عشق با تیم بودن! و..خیلی چیزهای با عشق و حس خوب که دیگه اگر بنویسم یک کتاب میشود و اشکی که از چشمانِم سرازیر شده برای افسوس آن روزها !! و اما ...ما را چه شده ؟ که تحمل همدیگر را حتی در فضای مجازی نداریم ؟ نه در فضای مجازی با هم هستیم و نه در جاهای حضوری !! منتظر هستیم برای دور بودن هم ؛ برای خراب کردن هم ؛ برای بجان انداختن همدیگر . در پایان میخوام منظور خود از گروه را با یک مثال به پایان برسانم و قضاوت را به شما واگذار میکنم : زمانیکه آن گروه یا تیم برای تمرین و مسابقه یا تدارکات یا اردو یا بازی دوستانه و.. دور هم جمع میشدند لال میشدن؟ یا فقط از فوتبال حرف میزدند ؟ صد در صد جواب خیر !! . چون وقتی گروهی با عشق دور هم جمع میشوند از هر دری صحبت میکنند میگن میخندند شوخی می کنند آواز میخوانند دست میزنند میرقصند و.... تا لحظات خود را شاد تر کنند . ولی امروز می بینیم که گروهی آنهم نه فیزیکی بلکه در فضای مجازی ایجاد شده انگار همه با هم قهرند! ! شرمنده که میگم انگار همه بی تفاوتند !! و اگر یکی بخواهد به اونها تلنگر بزنه و بگه : دوستان کجایید؟ دوستان من وقتی می نویسم منظورم اینه که بیادتون هستم دوست دارم تیم باشیم گروه باشیم !! ولی افسوس !! ... حیف ... این گروه کجا و آن گروه کجا ؟؟بگذریم ...راستی معنای گروه یا تیم چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟⚽️ گوشه هایی از مسابقه ی فوتبال بین تیم های کش و میناوند در زمین خاکی شهرک(دهه ی ۷۰)😳😫✍ عزت اله گرشاسبی(زنده یاد میرزا حسین)@Taleghaniha
