محمد علی گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت اما بسیار هوشمند و عمیق بود همیشه سرش را به مشغولیات کوچک گ…
انتشار: 2026/07/16 12:59 UTC
محمد علی گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت اما بسیار هوشمند و عمیق بود همیشه سرش را به مشغولیات کوچک گرم می کرد غذای ارگانیگ مصرف می کرد و جوراب های پشمی می پوشید با اینکه هفتاد سال داشت یک دانه از موهایش نریخته بود دستانش به مانند آهن بود در هیزم شکستن تبحر خاصی داشت زمستانها خانه گلی اش رو با شومینه حلبی گرم می کرد اهل هیچی نبود حتی یه نخ سیگار هم نمی کشید گه گاهی از سر دلتنگی اواز محلی هم می خواند بچه ها رو محکم بغل می کرد اما ریتم اعصابش میزان نبود گاهی اوقات چنان عصبانی میشد که زمین و زمان را بهم می ریخت. یه روز در حال جمع اوری محصولاتش بود که کمبانیش گیر کرده بود با چوب چنان به چانش افتاد که هر کس آن صحنه رو می دید فکر می کرد که دارد با یک آدم واقعی دعوا میکند ول بکن ماجرا هم نبود انقدر کتک کاری کرد که دیگر نای کار کردن نداشت هر وقت تلوزیون مسابقه، فوتبال نشان میداد در واکنش نیشخند می زد می گفت : فوتبال ابزار سیاستمداران دنیا برای خام کردن مردم است مردم خیلی،ساده،اند و دل شون رو به،چیزهای الگی خوش می کنند در اون دوره و زمونه همه وی را به خاطر این این حرفاش مسخره می کردند حتی الان هم کمتر کسی یافت می شود به عمق کلماتش پی ببرد محمد علی، گرچه هم اکنون در میان ما نیست اما هر وقت به فوتبال نگاه می کنم به یاد حرفهایش می افتم ..