#داستان_شب🔹مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید»امام رضا علیه السلام فرمودند: «خوش آمدی!» «ببخشی…
انتشار: 2026/08/12 20:07 UTCدریافت: 2026/08/13 06:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:30 UTC
#داستان_شب🔹مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید»امام رضا علیه السلام فرمودند: «خوش آمدی!» «ببخشید که دیروقت رسیدم. بی پناه بودن مرامجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم»؛ 🔹امام لبخندی زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هستیم».در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرامبرگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. 🔹مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم».امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: «ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».📚هرشب یک داستان زیبا و آموزنده از 👇➖➖➖➖➖➖➖📲 @tarigh_net | #رسانه_طریق



