💢 افغانستانِ مستقل؛ پایان رؤیای «عمق استراتژیک» پاکستان🔸فرانچسکا مارینو، روزنامهنگار ایتالیایی، در…
انتشار: 2026/06/23 18:56 UTC
💢 افغانستانِ مستقل؛ پایان رؤیای «عمق استراتژیک» پاکستان🔸فرانچسکا مارینو، روزنامهنگار ایتالیایی، در یادداشتی برای نشریه Parrhesia News استدلال میکند که سیاست دیرینه پاکستان در استفاده از افغانستان بهعنوان «عمق استراتژیک» اکنون با شکست مواجه شده است.🔸 به باور نویسنده، اسلامآباد دههها افغانستان را نه بهعنوان یک کشور مستقل، بلکه بهعنوان حیاط خلوت امنیتی خود تلقی میکرد؛ جایی که باید تحت نفوذ، کنترل و مدیریت پاکستان باقی میماند. بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ نیز از نگاه بسیاری در پاکستان یک پیروزی ژئوپلیتیکی تلقی میشد، اما نتیجه نهایی برخلاف انتظار اسلامآباد رقم خورد.🔸مقاله تأکید میکند که طالبان، علیرغم روابط تاریخی با پاکستان، بیش از آنکه تابع اسلامآباد باشند، حامل نوعی ملیگرایی افغان هستند. به همین دلیل کابل حاضر نشده نقش «متحد مطیع» پاکستان را ایفا کند و در عوض به دنبال تنوعبخشی به روابط خارجی خود رفته است. در این چارچوب، روسیه، هند و چین هر کدام به دلایل متفاوت در حال گسترش تعاملات خود با افغانستان هستند.🔸نویسنده یادآور میشود که روسیه در سال ۲۰۲۵ نخستین کشوری بود که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و اکنون روابط خود با کابل را در حوزههای امنیتی، اقتصادی و منطقهای توسعه میدهد. از نگاه مسکو، طالبان یک واقعیت سیاسی غیرقابل انکار هستند و همکاری با آنان بخشی از راهبرد مقابله با تهدیدات امنیتی و حفظ نفوذ روسیه در آسیای مرکزی است.🔸در مورد هند نیز مقاله مینویسد که دهلینو با وجود نگرانیهای گذشته نسبت به طالبان، سیاست تعامل محتاطانه را در پیش گرفته است. هند از طریق کمکهای بشردوستانه، حضور فنی و روابط دیپلماتیک تلاش میکند جایگاه خود را در افغانستان حفظ کند و مانع انحصار نفوذ پاکستان در این کشور شود. نویسنده معتقد است که هند افغانستان را پلی برای دسترسی به آسیای مرکزی و بخشی از راهبرد منطقهای خود میبیند.🔸چین نیز به گفته مقاله، افغانستان را از زاویه منافع اقتصادی و امنیتی خود نگاه میکند. پکن به ثبات افغانستان، امنیت مرزهای غربی چین، دسترسی به منابع معدنی و توسعه کریدورهای تجاری علاقهمند است. نویسنده استدلال میکند که چین دیگر افغانستان را صرفاً از دریچه منافع پاکستان نمیبیند، بلکه سیاست مستقلی در قبال کابل دنبال میکند.🔸بخش مهمی از مقاله به اختلافات کابل و اسلامآباد بر سر خط دیورند و موضوع تحریک طالبان پاکستان (TTP) اختصاص دارد.🔸 نویسنده معتقد است که تنشهای کنونی میان دو طرف ریشه در مسائل تاریخی و ساختاری دارد و نمیتوان آن را صرفاً نتیجه نفوذ هند یا روسیه دانست. از نگاه او، هیچ حکومت افغانی تاکنون خط دیورند را بهعنوان مرزی کاملاً پذیرفتهشده نپذیرفته و طالبان نیز از این قاعده مستثنا نیستند.🔸مارینو در جمعبندی مینویسد که آنچه امروز در افغانستان دیده میشود، نه شکلگیری یک ائتلاف ضدپاکستانی، بلکه تلاش کابل برای کاهش وابستگی به اسلامآباد و برقراری توازن در روابط خارجی است. به باور نویسنده، پاکستان سالها به دنبال «عمق استراتژیک» بود، اما اکنون با پیامدهای همان سیاست روبهرو شده است؛ زیرا افغانستان بیش از گذشته در حال رفتار کردن مانند یک دولت مستقل است، نه یک متحد تابع.🔜 @tarjomanaf
