آخرین تکه از چند تکه پیامهایی که فرستاده بودی، گوش دادم فقط. گفته بودی که برایم متأسف هستی که تو ر…
انتشار: 2026/07/15 18:42 UTC
آخرین تکه از چند تکه پیامهایی که فرستاده بودی، گوش دادم فقط. گفته بودی که برایم متأسف هستی که تو را از دست دادهام. گفته بودی باورم نمیشود. برای خودت متأسف باش عزیزم، برای خودت متأسف باش که قلبی را از دست دادی که برایت میتپید. قلبی که بیچشمداشت و بیسرانجام دوستت داشت. فراتر از هر چیز. شاید آنقدر عمیق که در باورت نمیگنجید یا شاید ترجیح دادی اینطور برای خودت وانمود کنی.امیدوارم دیر یا زود این سطرها را به چشم ببینی. بارها و بارها، با دختران ساده و زنهای زیبا.بگذار دلم به این خیال خوش باشد که در دیگران دنبال محبت بیچشمداشت خواهی گشت و پیدا نخواهی کرد و یادم خواهی افتاد و از دستت رفته خواهم بود. یادت هست که؟ یکیشان زده بود توی ذوقت؟ و تو دستکم در ظاهر هم که شده، گمان کرده بودی که این، تاوان همهی وقتهایی است که ذوقم را کور کردهای. تو فقط یک بار؟ نمیدانم. اگر باز هم زندگی زن توذوقزن سر راهت بگذارد، دیگر من نیستم که بیایی و برایش بگویی. بله عزیزم، معلوم است که غمگینم! اما تو برای خودت متأسف باش. بارها تأکید کرده بودم چه فرصت کمنظیری داریم و باور نکردی.