#مساوی_اخلاق#باب_نهی_از_داغ_مشت_به_صورت 1باب عقوبات المملوكين والمثلة بهن وما في ذلك من الكراهة وال…
انتشار: 2026/07/06 14:14 UTC
#مساوی_اخلاق#باب_نهی_از_داغ_مشت_به_صورت 1باب عقوبات المملوكين والمثلة بهن وما في ذلك من الكراهة والإثمباب آنچه روایت شد از کراهت و زشتی، در مورد عقوبت، مجازات و مثله کردن بردگانعن أبي بكر الصديق قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :" لا يدخل الجنة خب ولا بخيل ولا سيئ الملكة "رسول الله ﷺ فرمودند : داخل بهشت نمیشود. شخص خیانتکار، و شخص بخيل، و شخصی که دارای اخلاق زشت هست. ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱اخلاق، چیزی که بیشتر از روزه و زکات و.... سبب بالا رفتن درجات انسان مسلمان میگردد.انسان در طول سال یک بار زکات میدهد آن هم اگر به حد زکات برسد. و یا یک ماه روز میگیرد. و دیگر عبادات اما اخلاق یعنی هر ثانیه زندگی، چه با شخصی صاحب منسب باشد یا فقیر ترین و بی چیز ترین دنیااخلاق یعنی کرامت و حفظ شخصیت کوچک و بزرگاخلاق حتی در برخورد با حیوانات هم باید نمایان گردد ( در #حقوقحیوانات خواندیم و اینجا هم میخوانیم در این باب)پس بزرگ ترین عبادت در اسلام، که باید در ثانیه به ثانیه زندگی یک شخص مسلمان نمایان گردد. اخلاق حسنه هست.و همان طور که قبلا خواندیم #آموزشکودکان زیباترین اخلاق هر شخص باید در خانواده باشد. سپس در بیرون از خانواده و قبلا خواندیم از زبان صحابه رسول الله ﷺ : اخلاق حسنه با مسلمانان برخورد نیکو و زیبا هست. ولی با کفار اخلاق حسنه بجز برخورد نیکو و دعوت آنان عوام شان. برای برخی از آنان دیدن خشم و هیبت یک مسلمان هست در چهره اش و دیدن بیزاری و انزجار از آنان در چهره یک مسلمان.و در مقابل آن دست از کفار، اخلاق حسنه این هستو امام این باب را با این حدیث شروع کردند تا بدانیم حتی با برده هم اولویت یک مسلمان، داشتن زیباترین اخلاق هست. بدون جایگاهعن أبي الزبير عن شيخ من أهل مكة أنه أبصر عمر وهو خارج من الباب الذي يلي باب الصفا ، فقامت إليه جارية فقالت : يا أمير المؤمنين إني أعوذ بالله من الظلم ، قال : " وما لك ؟ " قالت : عذبني سيدي على الجمر حتى أحرق مقعدتي ، فأرسل إلى سيدها فقال : " أعجزت أن تعذبها إلا بعذاب الله تبارك وتعالى ؟ لو كنت مقيدا عبدا من سيده لأقدتها " ، فضربه مائة سوط وأعتق الجاريةابي زبیر ( ایشان محمد بن مسلم رحمه الله از تابعین هستند) روایت میکند از شخصی از اهل مکه که، امیر المومنین عمر رضی الله عنه را دیدن. و ایشان از دری که به سمت صفا بود خارج شدند.( در مسجد حرام) دختری کنیز جلو ایشان را گرفت و نزدشان آمد.و فرمود : ای امیر المومنین من به تو پناه آورده ام از ظلم که بهم شد.فرمودند : چه ظلمی در حق تو شد.گفت : اربابم مرا تبيه کرد و مرا بر زغالی گداخته نشاند( یا بر آهنی که کم کم گرم شد نشاند، یا پایم را داغ کرد) . تا جایی که سبب شد رانم بسوزد. ایشان هم شخصی را دنبال آن، صاحب کنیز فرستاد.و به او فرمود : آیا نمیتوانستی او را به گونه ای دیگر تنبیه کنی ( بخاطر خطایش). نه با عذاب الله؟؟ (یعنی با آتش او را تنبیه نمیکردی)اگر ارباب را به سبب تنبیه بنده، مجازات میکردند. تو را قصاص میکردم ( یعنی تو را بر زغال یا آهن داغ مینشاند تا پایت بسوزد. و اینکه منظور این هست با عذاب الله، عذابت ندهم. هر چند برخی علما فرمودند در مورد قصاص میشود شخص را سوزاند (الله اعلم) )پس 100 ضربه شلاق به او زد(بخاطر کارش در حق کنیز) و کنیز را هم آزاد کردالحارث عن علي : أن رجلا وسم غلاما في وجهه فأعتقه علي بن أبي طالب عليه السلامشخصي صورت غلام خود را داغ کرد بود. و امیر المومنین علی رضی الله عنه، آن غلام را آزاد کردند🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
