👩💻 در گذرِ روزهای طبابت؛ روایتهایی از تجربههای بالینی اعضای کانال طب اطفالچند سال پیش، زمانی که…
انتشار: 2026/06/26 08:16 UTC
👩💻 در گذرِ روزهای طبابت؛ روایتهایی از تجربههای بالینی اعضای کانال طب اطفالچند سال پیش، زمانی که در نیویورک مشغول گذراندن راند بیماران بودیم، هنگام ورود به اتاق یکی از بیماران، صدای او را از بیرون میشنیدیم؛ با صدای بلند فریاد میزد و بهشدت عصبانی بود. به محض اینکه وارد اتاق شدیم و چشمش به استاد افتاد، شروع کرد به ناسزا گفتن و توهینهای بسیار زننده.استاد با نهایت آرامش لبخندی زد و گفت: «به نظر میرسد در زمان مناسبی نیامدهایم.»بعد رو به ما کرد و گفت: «بیایید برویم بیمار بعدی را ببینیم.»در یادداشت پرونده هم نوشت که به دلیل احساس تهدید، بیمار معاینه نشد و قرار است بعداً، زمانی که بیمار آرامتر شد، دوباره ویزیت شود.نکته جالب این بود که هنگام ادامه راند و ویزیت سایر بیماران، انگار اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده بود؛ استاد کاملاً آرام بود و بدون هیچ تغییری به کارش ادامه میداد. مردم اینجا نوعی خونسردی دارند که شاید در نگاه اول غیرعادی به نظر برسد، اما واقعیت این است که همین خونسردی در چنین موقعیتهایی بسیار مهم است.بعداً از او پرسیدم: «فکر میکنم دیگر این بیمار را نخواهیم دید و احتمالاً پزشک دیگری او را ویزیت خواهد کرد.»گفت: «اصلاً اینطور نیست. بیمار به خاطر موضوع دیگری عصبانی بود و ما درست در همان لحظه وارد اتاق شدیم، پس هر کسی جلوی او بود مورد توهین قرار میگرفت. این موضوع شخصی نیست؛ don’t take it personal. اگر هم عذرخواهی کند، دوباره او را ویزیت خواهم کرد.»و واقعاً هم همین اتفاق افتاد؛ بیمار بعداً عذرخواهی کرد و دوباره او را معاینه کردیم.این اولین باری بود که از نزدیک با شیوه صحیح مدیریت و آرامسازی بیمار پرخاشگر (Management and De-escalation of Patient Agitation) آشنا شدم.متأسفانه این مهارتی است که نه در ایران به ما آموزش داده شد و نه چندان در فرهنگ ما جا افتاده است. ما معمولاً احساساتی هستیم، زود عصبانی میشویم و مسائل را خیلی شخصی برداشت میکنیم؛ بهویژه در شرایط دشوار نظام درمانی و بیمارستانهایی که حتی امنیت کافی برای حمایت از کادر درمان ندارند.تصور کنید همین صحنه برای پزشکی دیگر اتفاق بیفتد؛ بیمار شروع به توهین کند و پزشک هم پاسخ بدهد: «مگر ما برای تو کار میکنیم؟ تو بیماری و...»بعد بیمار از شدت عصبانیت هر چیزی دم دستش باشد، مثل لیوان به سمت پزشک پرتاب کند. پزشک هم واکنش نشان دهد و درگیری فیزیکی آغاز شود؛ فرقی نمیکند چه کسی اول دست بلند کند، نتیجه یکی است.اصل ماجرا این است که اولین قدم در برخورد با بیمار پرخاشگر، مهارت کاهش تنش (De-escalation) است؛ یعنی فضا را آرام کنی، تا جایی که ممکن است با صدای آرام صحبت کنی و سپس بدون پاسخ دادن به توهین، از موقعیت خارج شوی. بعد از آن، حق داری شکایت کنی یا حتی از ادامه درمان بیماری که به تو بیاحترامی کرده خودداری کنی.البته این روش برای همه افراد جواب نمیدهد، اما اگر به بیشتر درگیریهای بیمارستانی نگاه کنید، معمولاً همهچیز با مشاجره لفظی شروع میشود و بعد به درگیری فیزیکی میرسد. روشن است که هیچگونه خشونتی، تحت هیچ شرایطی، قابل توجیه نیست؛ اما اگر بتوانی با استفاده از مهارت کاهش تنش، بدون درگیری از موقعیت خارج شوی، در نهایت تو برندهای.این باید بخشی از آموزش هر پزشک باشد؛ اینکه بتواند احساسات خود را کنترل کند تا هم پزشک بهتری باشد و هم خود را وارد دعوایی نکند که در هر صورت بازنده آن است؛ حتی اگر مهاجمان بعداً زندانی شوند.بحث بر سر این نیست که چه کسی مقصر است یا حق با چه کسی است. سؤال این است که اگر بیمار یا همراهش تو را بزند، دستت را بشکند یا با چاقو به تو آسیب بزند، چه چیزی نصیبت میشود؟ این آسیب ممکن است تمام آینده حرفهای و حتی زندگیات را تحت تأثیر قرار دهد.چند ماه پیش ویدئویی در اینستاگرام منتشر شد که در آن فردی از یک اینترن یا رزیدنت فیلم میگرفت و اعتراض میکرد که چرا در بیمارستان پزشک کافی نیست؛ در حالی که ظاهراً پزشک در حال غذا خوردن یا استراحت کوتاهی بود. پزشک با نهایت ادب فقط لبخند زد و وارد بحث و مشاجره با فرد فیلمبردار نشد. همین باعث شد کسانی که از او فیلم میگرفتند، نتوانند کاری علیه او انجام دهند؛ دوربین را خاموش کردند و ماجرا همانجا تمام شد.واقعاً از رفتار آن پزشک خوشم آمد؛ چون با خونسردی، خودش را از یک دردسر بزرگ نجات داد.تا جایی که میتوانی، سعی کن فرد عصبانی را آرام کنی و از موقعیت فاصله بگیری؛ چون یک درگیری ممکن است ظرف چند ثانیه شعلهور شود و ناگهان خودت را یا در سردخانه ببینی یا روی تخت اتاق عمل، در حال انجام یک جراحی سنگین روی خودت.🔽🔽🔽



