⭕️ کالبدشکافی یک بلوااعتراضات دهه 70 مشهد چه درسهایی برای امروز دارد؟✍🏻شادی معرفتی/ نویسنده نشریه🔹…
انتشار: 2026/06/29 06:54 UTC
⭕️ کالبدشکافی یک بلوااعتراضات دهه 70 مشهد چه درسهایی برای امروز دارد؟✍🏻شادی معرفتی/ نویسنده نشریه🔹خرداد ۱۳۷۱ برای مشهد، نه با عطر بهار، که با بوی تند لاستیکهای سوخته و گاز اشکآور آغاز شد. شهری که همواره در هیبت زیارت و آرامش شناخته میشد، ناگهان در چنگال خشمی فرو رفت که ریشههایش نه در سیاست، که در اعماق زمینهای حاشیهنشین «کوی طلاب» ریشه داشت. داستان از یک تضاد تلخ شروع شد؛ تضادی میان «شهری که میخواست مدرن شود» و «مردمانی که در حاشیه مانده بودند». شهرداری مشهد، در تبوتاب اجرای برنامههای توسعه، به جان خانههایی افتاده بود که در زمینهای کشاورزی حاشیه شهر، بیپروانه و خودجوش سبز شده بودند. 🔹در واکاوی ریشههای این اعتراض، نباید تخریب خانهها را علت نهایی دانست. تخریب، بیشتر نقش جرقه را داشت تا علت. علت اصلی را باید در انباشت نارضایتی جستوجو کرد؛ نارضایتی که در بستر سالهای پس از هشت سال جنگ تحمیلی شکل گرفته بود. برنامه سازندگی پس از جنگ، هرچند از منظر کلان ضرورتی اجتنابناپذیر بهنظر میرسید، با مجموعهای از سیاستهای تعدیل اقتصادی همراه شد که آثار توزیعی آن بهشدت نابرابر بود. افزایش تورم، کاهش قدرت خرید، گرانتر شدن هزینههای زندگی و تعمیق شکاف میان برخورداران و فرودستان، فشار مضاعفی بر طبقات پایینشهری وارد کرد. 🔹اگر بخواهیم ریشه اعتراضات مشهد را در یک مفهوم کلیدی خلاصه کنیم، آن مفهوم احتمالاً «حاشیهنشینی» است. اما حاشیهنشینی را نباید فقط بهمعنای سکونت در حاشیه جغرافیایی شهر فهمید. حاشیهنشینی، بیش از هر چیز، موقعیتی در اقتصاد سیاسی است: قرار گرفتن در لبه بازار رسمی کار، لبه دسترسی به خدمات، لبه امنیت حقوقی، و لبه دیده شدن در سیاستگذاری؛ زندگی زیر پونز نقشه. ساکنان کوی طلاب، مانند بسیاری از ساکنان نواحی غیررسمی، فقط با فقر مادی مواجه نبودند. آنها با نوعی بیثباتی نهادی هم روبهرو بودند؛ یعنی معلوم نبود آیا حق ماندن دارند یا نه، خانهشان به رسمیت شناخته میشود یا نه، خدمات شهری دریافت میکنند یا نه، و آیا دولت آنها را بهعنوان شهروندانی برخوردار از حق میبیند یا صرفاً مسئلهای برای کنترل و ساماندهی. 🔹اعتراضات مشهد حقیقت دیگری را هم آشکار کرد. اینکه مسئله در ایران نه فقط ضعف دولت، که حضور نامتوازن آن است. دولت در برخی عرصهها بیش از حد حاضر، سختگیر و مداخلهجو است؛ اما در برخی عرصههای حیاتی برای زندگی روزمره غایب یا ناکارآمد است. حاشیهنشینان شهری ممکن است سالها از خدمات مناسب، مسکن رسمی، حملونقل کارآمد یا حمایت اجتماعی بیبهره بمانند؛ اما درست زمانی که نوبت به کنترل ساختوساز و تخریب میرسد، دولت ناگهان با تمام ظرفیت ظاهر میشود. این حضور نامتوازن، بهجای آنکه اقتدار تولید کند، مسبب احساس بیعدالتی است.#تجارت_فردا@tejaratefardaمتن کامل یادداشت را اینجا مطالعه کنید.

