چرا پس از نیمقرن همچنان پرداختن به علی شریعتی ضروری است؟ 🔹هیچ چیز مثل «برقراری عدالت در جامعه»، «ق…
انتشار: 2026/07/27 11:40 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
چرا پس از نیمقرن همچنان پرداختن به علی شریعتی ضروری است؟ 🔹هیچ چیز مثل «برقراری عدالت در جامعه»، «قطع رابطه با غرب استعمارگر» و «برچیدن بساط بانکهای ربوی» نمیتوانست روشنفکران مذهبی و روحانیون انقلابی را خوشحال کند. آنها آرزو داشتند کام جامعه را از «عدالت» شیرین کنند، «ربا» را از بانکداری کشور برچینند و ایران را به کشوری غیروابسته، خودکفا و قدرتمند تبدیل کنند. به همین دلیل وقتی انقلاب به پیروزی رسید، مسابقهای میان نیروهای انقلابی درگرفت که این آرزوها هرچه زودتر محقق شود. خروجی آرزوی اول، ملی شدن صنایع و مصادره اموال سرمایهداران و دولتی شدن تولید و تجارت بود. آرزوی دوم به راهبرد خودکفایی و قطع رابطه با غرب و وقایعی مثل حمله به سفارت آمریکا ختم شد و از دل آرزوی سوم، ملی شدن بانکها و قانون عملیات بانکداری بدون ربا بیرون آمد.🔹چند دهه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، پنج جریان فکری به تخطئه «وضع موجود» در حکومت پهلوی پرداختند. گروه اول روشنفکران چپگرا بودند که با الهام از ایدههای مارکسیستی و کمونیستی حکومت پهلوی را غربگرا و در خدمت امپریالیسم میدانستند. ایده محوری آنها که از عقاید ولادیمیر لنین برداشت شده بود، دولتی شدن اقتصاد و قطع رابطه با غرب بود. بهطور مشخص اعضای حزب توده که دارای سازماندهی قوی بودند، چنین گرایشهایی داشتند. 🔹گروه دوم نیز روشنفکران مذهبی بودند که عمدتاً در فرانسه درس خوانده بودند و اعتقادشان بر این بود که ایران باید با آموزههای سوسیالیستی اداره شود. ضدیت با غرب و تلاش برای خودکفایی ایده محوری آنها بود که از اندیشههای امانوئل والشتاین، سمیر امین و دیگر روشنفکران فرانسوی گرتهبرداری شده بود. روشنفکران مذهبی سوسیالیست تعدادشان بسیار زیاد بود اما کمتر فعالیت حزبی و سازمانی داشتند.🔹گروه سوم نیز روحانیون جوانی بودند که بهطور مشخص تحتتاثیر اندیشههای سید قطب قرار داشتند. «سید قطب» که نظریهپرداز سرشناس اخوانالمسلمین مصر بود در سال ۱۹۵۱ کتابی با عنوان «مبارزه بین اسلام و سرمایهداری» نوشت و اصول سرمایهداری را مغایر با آموزههای دین دانست. مدت زمانی کوتاه پس از طرح این نظرات، روشنفکران مذهبی و روحانیون ایرانی نیز اسلام را مکتبی مستقل اعلام کردند که با مارکسیسم و سرمایهداری در تضاد است. در طول زمان، مسائل این گروه با اندیشههای مارکسیستی حل شد اما ضدیت آنها با غرب شدت گرفت.🔹گروه چهارم نیز مجاهدین خلق بودند که هم عقاید اسلامی داشتند، هم ضدیت با غرب در دستور کارشان قرار داشت و هم اقتصاد را دولتی و اسلامی میخواستند. اعضای این گروه که سطحیترین برداشت را از علم اقتصاد داشتند، مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی را در دستور کار قرار دادند.🔹گروه پنجم نیز سوسیالیستهای مسلمان بودند. نهضت خداپرستان سوسیالیست در سال 1322 از تلفیق دو محفل مطالعاتی از جوانان به رهبری مهندس جلالالدین آشتیانی (گروه دبیرستان) و محمد نخشب (گروه دانشگاه) به وجود آمد. آنها سه عقیده مشترک داشتند: التزام به عدالت اجتماعی و برابری یا بهزعم خودشان سوسیالیسم، احساسات قوی مذهبی و اعتقاد عمیق قلبی به ملیگرایی. اگر بخواهیم تنها یک نفر را مثال بزنیم که با همه این گروهها قرابت فکری داشت و هم از آنها اثر پذیرفت و هم روی فعالیت آنها اثر گذاشت، باید از علی شریعتی نام ببریم. روشنفکری که افکارش ریشه در سوسیالیسم داشت، در فرانسه درس خوانده بود، ضدیت با غرب را با جدیت ترویج میکرد و از اقتصاد آزاد متنفر بود. متن کامل را اینجا بخوانید.#تجارت_فردا@tejaratefarda

