یه وقتایی با خودم فکر میکنم، ما دقیقاً تا کی قراره فقط تحمل کنیم؟ 😔 تا کی قراره هر روز با یه نگرانی تازه از خواب بیدار بشیم و شب با همون نگرانی بخوابیم؟ تا کی قراره مدام حساب کنیم که چی رو میشه حذف کرد تا آخر ماه برسیم؟ 📉 تا کی قراره به جای زندگی کردن، فقط از پس روزها بربیایم؟ مگه ما چی از بقیه کشورا کم داشتیم که یه تابستون بیدغدغه، یه سفر ساده، یه خرید بدون حسابوکتاب یا حتی یه نفس راحت شده آرزوی خیلی از ماها؟ 🏖️ عجیبتر از همه اینه که کمکم به این همه فشار عادت میکنیم، به خبرهای بد، به گرونی، به عقب انداختن آرزوها، به این حس که هرچی بیشتر میدویم کمتر میرسیم. 🏃♂️ شاید دردناکترین بخش ماجرا همین باشه که نسل ما داره به جای خاطره ساختن، فقط دوام آوردن رو یاد میگیره. 💔 هیچکس برای این همه نگرانی ساخته نشده، آدمها حق دارن فقط زندگی کنن نه اینکه هر روز برای زنده موندن بجنگن. ✨