Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، ب…
انتشار: 2026/08/08 08:00 UTCدریافت: 2026/08/15 16:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 16:40 UTC
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای…فرم سیاسی چگونه ماده سیاسی را شکل می دهد؟یکی از ارزشهای اصلی Stenarna i själen این است که «فرم» را چیزی تزئینی و بیرونی نمیداند. فرم، نحوه سازمانیافتن ماده است؛ و همین ایده وقتی وارد سیاست میشود، بسیار جدی میشود. Liedman اساساً میپرسد چگونه عادتهای فکری و مفهومی ما تعیین میکنند چه چیزی در جهان ممکن یا ناممکن به نظر برسد. اگر این را به ایران امروز بیاوریم، پرسش دیگر فقط این نیست که:چه کسی قدرت را در اختیار دارد؟پرسش عمیقتر این است:قدرت، چه «فرمی» به جامعه داده است؟جامعه ایرانی ماده خامی نیست که یک حکومت بتواند هر شکلی به آن بدهد. جامعه از میلیونها فرد، خاطره، زبان، سنت، تجربه تاریخی، نهاد، شبکه اجتماعی و خواست فردی تشکیل شده است. اما ساختار سیاسی تلاش میکند این کثرت را در یک فرم واحد قرار دهد: یک تعریف واحد از هویت، اخلاق، دین، شهروند خوب، خانواده مطلوب، زن مطلوب، سیاست مجاز و حتی سخن مجاز.اینجاست که مفهوم فرم/ماده به مسئله آزادی تبدیل میشود.اگر قدرت سیاسی بگوید:«جامعه باید اینگونه باشد»،در واقع فقط یک قانون وضع نکرده؛ دارد فرم انسان اجتماعی را طراحی میکند.و در مقابل، جامعه باز دقیقاً از جایی آغاز میشود که انسان حق پیدا میکند در شکل دادن به خودش مشارکت کند.این نکته را میتوان به وضعیت کنونی ایران بسیار جدیتر بسط داد:مسئله فقط تغییر حاکمان نیست؛ مسئله تغییر فرم رابطه میان قدرت و جامعه است.اگر فرم عوض نشود، حتی تغییر افراد هم میتواند همان ساختار را بازتولید کند.این همان جایی است که خوانش Liedman از هگل و مارکس نیز اهمیت پیدا میکند. منتقدان کتاب تأکید کردهاند که پروژه Liedman عمیقاً تحت تأثیر اندیشه دیالکتیکی هگل و مارکس است و دوگانههایی مثل ماده/فرم، ایدئولوژی/علم و بدن/اندیشه را نقطه شروع میگیرد، نه پایان بحث. بنابراین برای ایران امروز، من این سؤال را بسیار جدیتر از سؤال «چه کسی باید حکومت کند؟» میدانم:چه فرم سیاسیای میتواند کثرت واقعی جامعه ایران را تحمل کند، بدون اینکه دوباره آن را به یک شکل واحد فروبکاهد؟و این دقیقاً جایی است که Stenarna i själen میتواند به بحث «جامعه باز» وصل شود: آزادی فقط رهایی از یک قدرت نیست؛ توانایی مشارکت در شکل دادن به فرم زندگی جمعی است. @theopensociety