🦋خداوند #نماز را بر انسان واجب ساخت تا او از خداوند غافل نگردد و هیچ گاه خود را در هیاهوی دنیا تنها…
انتشار: 2026/08/17 15:06 UTCدریافت: 2026/08/19 10:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 10:35 UTC
پستهای تلگرام — مرکز نزدیکی به خدا
در جلو انداختن امر فرج امام زمان علیه السلام، آن اندازه كه #دعایبرفرج اثر دارد، چیزی دیگر اثر ندارد استاد، مرحوم میرزا مهدی اصفهانی می فرمود: تا می توانی بر فرج حضرت مهدی علیه السلام دعا كن . چيزی در نزد خدا و آن بزرگوار محبوب تر و پسنديده تر از دعای بر فرج آن حضرت نيست. تا ميتوانی دعا بر فرج کن. به من امر می فرمود كه نمازی نخوانی كه در آن نماز، دعا بر فرج امام زمان صلوات الله عليه نكرده باشی. بايد نمازِ تو آرايش پيدا كند به دعای بر فرج امام زمان صلوات الله عليه. در قنوتت بايد برای فرج دعا کنی.البته با ذکر اللهم عجل لولیک الفرج و دعای سلامتی نه الهی عظم البلا چون دراین صورت موجب بطلان نماز می شود. آن بزرگ می فرمود: در جلو انداختن اين كار، آن قدری كه دعای بر فرج اثر دارد، چیزی دخالت و اثر ندارد. تا می توانيد دعا كنيد بر فرج حضرت ، بناليد، بسوزيد، اشك بريزيد، شب، روز، گاه بی گاه، در کوچه، در بازار، در نماز، در حال نياز تا می توانيد دعا بر فرج كنيد، عاقبت يك تيری به هدف می خورد، عاقبت يك دل شكسته خالصِ بی ريا پيدا ميشود كه دلِ سوخته او عرش را هم سوراخ می كند، و دعا را به هدف اجابت می رساند. #امام_زمان 🤍 @tobe94
بالاخره یکی پیدا میشه هم ذوقتو میبینه، هم حیفت نمیکنه، هم همیشه حمایتگرته، به پلن خدا اعتماد کن...🌿💙 #تو_میتونی @tobe94
#داستان_نسـل_سـوخـتہ#قسمت_سـی_و_دومــ✍️چند لحظه بهم خیره شد ...- کار کردن که بچه بازی نیست - خیلی ها هم سن و سال من هستن و کار می کنن...قبولم می کنید یا نه؟زبر و زرنگم. کار رو هم زود یاد می گیرم.- از ساعت 4 تا 8 شب زبر و زرنگ باشی کار رو یادت میدم،نباشی باید بری.چون من یه آدم دائم می خوام ولی از جسارتت خوشم اومده که قبولت می کنم.فقط قبل از اومدن باید از پدر یا مادرت رضایت بیاری.کلا قرار توی گیم نت یادم رفت.برگشتم سمت خونه موقعیت خیلی خوبی بود و شروع خوبی... اما چطور بگم و رضایت بگیرم؟ پدرم که محاله قبول کنه ... مادرمماون شب، تمام مدت مغزم داشت روی نقشه های مختلف کار می کرد.حتی به این فکر کردم که خودم رضایت نامه تقلبی بنویسم اما بعدش گفتم ...- خوب اون وقت هر روز به چه بهانه ای می خوای بری بیرون؟ هر بار هم باید واسش دروغ سر هم کنی تازه دیر هم اگه برگردی باز یه جور دیگهغرق فکر بودم که ایده فوق العاده ای به ذهنم رسید.بعد از نماز صبح رفتم توی آشپزخونه چای رو دم کردم و رفتم نون تازه گرفتم.وقتی برگشتم مادرم با خوشحالی ازم تشکر کرد منم لبخند زدم- دیگه مرد شدم کار و تلاش هم توی خون مردهخندید- قربون مرد کوچیک خونهبه خودم گفتم ...آفرین مهران نزدیک شدی همین طوری برو جلو ...و با یه لبخند بزرگ به پیش رفتم ...دنبال مامانم رفتم توی آشپزخونه داشت نون ها رو تکه تکه می کرد-مامان؟- جانم؟...- قدیم می گفتن ... یکی از نشانه های مرد خوب اینه که یکی محکم بزنی روی شونه اش ببینی از روش خاک بلند میشه یا نهخندید - این حرف ها رو از بی بی شنیدی؟- الان همه بچه های هم سن و سال من،یا توی گیم نتن یا توی خیابون به چرخ زدن و گشتن یا پای کامیپوتر مشغول بازی.نمیگم بازی بده ولی...مکث کردم و حرفم رو خوردم.چرخید سمت من- میشه من وقتم رو یه طور دیگه استفاده کنم؟- مثلا چطوری؟- یه طوری که حضرت علی گفتهلبخندش جدی شد اما نگاهش هنوز پر از محبت بود ...- حضرت علی چی گفته؟ - خوش به حال کسی که تفریحش کارشه.با همون حالت چند لحظه بهم نگاه کرد- ولی قبل از حضرت علی زمان پیامبر بوده که گفتن علم را بجوئید حتی اگر در چین باشد.رسما کم آوردم همیشه جلوی آرامش، وقار، کلام و منطق مادرم از دور مسابقات خارج می شدم سرم رو انداختم پایین و از آشپزخونه رفتم بیرون لباسم رو عوض کردم و آماده شدم که برم مدرسه و عمیق توی فکر.خدایا!!!یعنی درست رفتم یا غلط؟کیفم رو برداشتم و از اتاق اومدم بیرون👈نویسنده:شهیدسید طاها ایمانی⏪ #ادامہ_دارد... الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج💚 @tobe94
