🔆طلوع مهر🔆درس هایی از اغتشاشات،قسمت آخرج. ترمیم و بازسازی نظام آموزش و پرورشمدارس را به پادگان پذیر…
انتشار: 2022/11/23 13:58 UTCدریافت: 2026/08/18 13:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 13:01 UTC
🔆طلوع مهر🔆درس هایی از اغتشاشات،قسمت آخرج. ترمیم و بازسازی نظام آموزش و پرورشمدارس را به پادگان پذیرش و تلقین خانه بدل نکنیم. ما علم را به کنسرو گندیدهی تستزنی و واحد درسی بدل کرده ایم! نتیجه علم کنسروی، ایربگ پلاستیکی سمندی است. این دو به هم مربوطند. چشم بصیر می خواهد. از «اطاعت خواستن» از دانشآموز (و لو در مفاد ولایت پذیری) به جای وزش نفحات مسیحایی، مسیح علینژاد سواری میگیرد. چرا که دانش اموزی چنین، اطاعت را آموخته و غربالگری را نیاموخته. بفهمیم که ابتدا باید عقل و قدرت فهم دانشآموز رشد کند. توانش «اعرف الحق» را باید تقویت کرد و نه چیزی را به او حقنه نمود. ساز و برگ مَصاف او در جهان شلوغ امروز، عقل انتقادی است و نه شیوه منقادی. باید بخش عظیمی از درآمد دولتو نیکی خیرین را به پای مدارس ریخت و از تجارب کشورهایی همچون فنلاند و ژاپن و... بهره گرفت و تکنیک را با ارزش درآمیخت و نظام آموزش و پرورش را با توجه که راهبردهای خوب اسلامی و «سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش» درآمیخت. مدارس باید با انواع فضاسازی صحیح اسلامی و فنآوری پیشرفته تجهیز شود. تغذیه رایگان از میوه و مغزیجات و لبنیات و... مطابق بهترین دستورات تغذیهای احیا شود. آزمایشگاههای مدارس تجهیز شوند. چرا باید دختر و پسر هم جنس باز فلان کشور، نمایشگاه سه بعدی منظومه شمسی و تلسکوپ و آزمایشگاههای پیشرفته و سلفسرویس عالی داشته باشند و دانشآموز شیعه ما اسیر پرداخت شهریه مدرسه؟ باید فکری کرد. آموزش تا سطوح عالی باید تقریباً رایگان باشد و اختلاسگران در زندان و بودجهها تحت نظارت نمایندگان و به سمت مدارس با علم و فرزانگی سرازیر. پول باید صرف آموزش و پرورش شود تا نسل نو با دانش و ارزش بروید. معلم باید قانع اما تامین باشد و مدام دانشش اش را نو کند. مدیران، معلمان روحانیان و... باید در سفرهای اکتشافی دانشگاه ها و مدارس و مراکز علمی جهان دیدن کنند. (با سه هزار میلیارد تومانی که خاوری اختلاس کرد، همینک می شود ۶۰,۰۰۰ نفر سفر پنجاه میلیون تومانی ترتیب داد!) اگر در این چهل ساله حواسمان جمع بود، امروز نسلی را پرورش داده بودیم که هم دست پدر و پای مادرش را میبوسید، هم قرآن بلد بود هم زبان دوم، هم اندیشناک پیشرفت بود و هم سجادهاش برای نماز واجب و مستحب پهن بود و هم سواد مخاطبت با جهان را داشت و هم دانش را از زنان مینیژوپی درمیربود. امروز بخش بزرگی از جوانان با والدین خود بدرفتار و لجبازند (چون تربیت نشده اند) و تارک نماز و عاشق دامن کوتاه و تتوی روی نشیمنگاه و فراری از میهن و بیگانه از قرآن. عجیب که زبان آموزان موفقی هم نیستند! خودمان را گول نزنیم. هستند جوانان خوب و تربیت شده ی با مرام و بسیار و هستند عاشقان حسین علیه السلام، اما اینان توجیه نفهمی ما نمیشود.د. باید جهانی بشویمما باید جهانی بشویم. یعنی اولاً خودشیفتگی را کنار بگذاریم. قرآنی داریم نسبتاً مهجور و اهل بیتی عملاً نامأموم و مهجور. دانشی داریم و تجاربی. آمادهایم و مفتخریم که میراث گران خود را به جهان عرضه و تبلیغ کنیم اما جهانی شدن فقط به تبلیغ نیست (که آنرا هم با عجله در صدور انقلاب و در پیشانی نهادن ایدئولوژی آسیب زدیم) عرصۀ استفاده از تجارب جهانی در علوم انسانی هم هست. مدیریت منابع انسانی در جهان همانقدر که ضعف دارد، قوت هم دارد. غرب و شرق، منبع الهام و تجربه است برای فقیه و متدینان به دین. علوم انسانی اسلامی بر شانه جرقهها بارور میشود. غرب و شرق، امام ما نیستند اما مبدا الهام علوم و آینه عبرت که هستند. در حوزۀ آموزش و پرورش، حفاظت از محیط زیست و اداره شهر و کشور و در رسانهای کردن و هزار هزار فن دیگر، تجربت نیکو و علوم مبوب مستدل دارند. ما باید شاگردی بکنیم، بی اینکه فریفته شویم. اگر به جهان پشت کنیم، نه میآمیزیم و نمیآموزیم و وقتی نیاموزیم، سوارمان میشوند. برای جهانی شدن باید درخشید و شنید و گفت. باید فرهنگ مراوده و شیوه عرضه دانش و ارزش را بلد شد.