چهارماه و چهار روز از ان بامداد گذشت (۴) روزگاری که در یک لحظه برگشت و بخاطر اصابت چند بمب در یک جن…
انتشار: 2026/07/06 09:01 UTC
چهارماه و چهار روز از ان بامداد گذشت (۴) روزگاری که در یک لحظه برگشت و بخاطر اصابت چند بمب در یک جنگ سیاه شد و بدبخت صنعتگر و تولید کننده ای که افتاد و کسی صدای فرو افتادن و شکستنش را نشنید و امروز صبح در هوای غبار زده یزد، به بازدید اوار محلی درشهرک صنعتی…چهارماه و چهار روز از ان بامداد گذشت(۵)مدتی پیش یکی از مدیران شرکت های خارجی به صاحب کارخانه پیشنهاد می کند که در کشور چکسلواکی و شهری نزدیک المان یک سوم سرمایه گذاری کند و یک سوم هم او و یک سوم هم کشور چکسلواکی کمک می کند و کارخانه ای ایجاد و تولیدات را بفرستند المان، که صاحب کارخانه جهان الکترونیک بدلیل عشقی که به ایران و یزد دارد قبول نمی کند، و حال در این وضعیتی که هست و نیستش را از دست داده و باید حق بیمه و حقوق پرداخت کند، و قسط وام بدهد، یک وام صد میلیارد تومانی بعنوان کمک ویژه به او شده است با بهره ۲۹ درصد که دو ماه یکبار و در تمدید وام باید پنج میلیارد تومان بهره وام را بدهد و اما مدیران و مسئولان استان پاسخ بدهند، شرکتی که کار و تولید و درامد ندارد، از کجا بیاورد ماهی دو و نیم میلیارد تومان و بعبارتی سالی سی میلیارد تومان بهره پول را بدهد؟!صاحب شرکت قبل از انکه بطور کامل ورشکست شود، بجز فرار و مهاجرت و بردن سرمایه فکری و تجربی خود به یک کشور دیگر، چه راهی در پیش رو دارد و چه خاکی می تواند بر سر کند؟!محمدرضا شوق الشعراء۱۴۰۵/۴/۱۵✅توفان یزد@Toofaneyazd
