جنوب قلبم که همراه با موج های خلیج فارس و دریای عمان، بارها و بارها، در چابهار و سیریک و کنارک و بو…
انتشار: 2026/07/14 22:16 UTC
جنوب قلبم که همراه با موج های خلیج فارس و دریای عمان، بارها و بارها، در چابهار و سیریک و کنارک و بوشهر و ماهشهر و قشم و کیش و هنگام و گواتر و درک و گناوه و بندرعباس، تپیده و رگهایش، هوای نم زده انجا را نفس کشیده بود، سخت درد می کندهمچون توهمچون اوهمچون همه انهایی که قلبشان بخاطر ایران می تپد.من در طلوع و در آئینه شراره های آفتابی که همراه امواج خروشان خلیج فارس و ساحل مکران می درخشید و می رقصید، بارها و بارها، صدای ترانه و نغمه ایران را شنیده و رویش و جلوه های عشق و امید و زندگی را دیده ام، تصویرهایی که جا خوش کرده در تکه های جنوب قلبم، همانجا که می توان صلابت و امید و مهر و خشم را دید و آرزوها و رویاهایی را که میان محرومیت ها پرپر می شدند و دوباره از نو متولد می گشتندجنوب قلبم درد می کندانگار که چیزی به ان چنگ و نیش و زخم می زند جنوب قلبم درد می کند، و انچه که آرامش می کند، حس بوی دوباره عطر خلیج فارس است و دریای مکران، انجا که بر روی هر شن، در هر ساحل، تصویری دیده و رد خاطره ای را برجای گذاشتیم در هر سفرجنوب قلبم جایی جای مانده و سخت درد می کندمحمدرضا شوق الشعراء۱۴۰۵/۴/۲۳✅توفان یزد@Toofaneyazd


