پیامی از یک مادر خود سرپرستگرانی بنزین مهم است؛ اما آیا فقط بنزین دغدغه مردم است؟برای خانوادهای که…
انتشار: 2026/08/12 20:02 UTCدریافت: 2026/08/13 06:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:15 UTC
پیامی از یک مادر خود سرپرستگرانی بنزین مهم است؛ اما آیا فقط بنزین دغدغه مردم است؟برای خانوادهای که مستأجر است، ماهانه چند میلیون تومان اجاره خانه میپردازد، هزینه آب، برق و گاز دارد و مجموع درآمدش حدود ۱۵ میلیون تومان است، آیا این حجم از گرانی و فشار اقتصادی کم است؟من بهعنوان یک مادرِ سرپرست خانوار، با دو فرزند ۱۹ ساله دوقلو که یکی از آنها اوتیسم دارد و دیگری پشت کنکور است، ماهانه دو و نیم میلیون تومان بابت اجاره زیرزمین تاریک پنجاه متری با سیصد میلیون رهن میدهم و درآمدم حدود ۱۵ میلیون تومان است. با این شرایط، قدرت خرید من نسبت به چند سال قبل بهشدت کاهش پیدا کرده است.اگر از این واقعیت ناراحت میشوید، لطفاً پیامم را منتشر نکنید؛ اما نمیشود چشم بر حقیقت بست.آقای شوقالشعرا، به نظر میرسد این روزها تمام دغدغه شما به گرانی بنزین و صف پمپ بنزین محدود شده است. بله، درست است که افزایش قیمت بنزین بر قیمت بسیاری از کالاها و خدمات تأثیر میگذارد؛ اما فراموش نکنیم که مرغ، گوشت، لبنیات، تخممرغ و بسیاری از اقلام ضروری زندگی، مدتها پیش از هر بحثی درباره بنزین، چندین برابر شدهاند.درد مردم فقط بنزین نیست؛ سفرهای است که هر روز کوچکتر میشود و قدرت خریدی است که هر روز کمتر از دیروز میشود.این روزها حتی «یک شام ساده» هم برای بخشی از مردم تبدیل به آرزو شده است.سیبزمینی کیلویی ۹۰ هزار تومان، تخممرغ شانهای ۶۵۰ هزار تومان، گوجه کیلویی ۵۰ هزار تومان و نان سنگک دانهای ۹ هزار تومان.حالا حساب کنید یک خانوادهی چهار نفره اگر بخواهد یک شب فقط تخممرغ و سیبزمینی بخورد، باید چقدر هزینه کند. غذایی که سالها نماد یک شام ساده، ارزان و در دسترس برای خانوادههای ایرانی بود، امروز برای بسیاری از خانوادهها دیگر آنقدرها هم ساده و ارزان نیست.بعد میپرسند: «چرا قدرت خرید مردم پایین آمده؟»قدرت خرید فقط این نیست که مردم نتوانند گوشت و مرغ و میوه بخرند؛ درد واقعی از جایی شروع میشود که خانواده برای خرید ابتداییترین مواد غذایی هم باید حسابوکتاب کند، قیمتها را بالا و پایین کند و آخر سر بعضی اقلام را از سفرهاش حذف کند.تلختر از گرانی، شرمندگی است.شرمندگی پدری که دست خالی به خانه برمیگردد و نمیخواهد نگاه فرزندش را ببیند.شرمندگی مادری که سرپرست خانواده است و باید بین نیازهای ضروری زندگی یکی را انتخاب کند.شرمندگی خانوادهای که روزی با یک غذای ساده سیر میشد، اما امروز همان غذای ساده هم برایش تبدیل به هزینهای سنگین شده است.این فقط گرانی چند قلم کالا نیست؛این، کوچک شدن سفرهی مردم است.این، فرسوده شدن طبقهی متوسط است.این، حذف تدریجی کیفیت زندگی از خانههایی است که سالها با زحمت، آبرو و قناعت زندگی کردهاند.خدا نگذرد از باعث و بانیِ وضعیتی که مردم را به جایی رساندهاند که برای داشتن یک شام معمولی هم باید نگران جیبشان باشند.مردم تجمل نمیخواهند؛نان میخواهند، آرامش میخواهند، سفرهای میخواهند که برای پهن کردنش شرمندهی فرزندانشان نباشند.وقتی حتی یک بشقاب سیبزمینی و تخممرغ هم از توان بخشی از مردم خارج میشود، دیگر صحبت از «کم شدن قدرت خرید» فقط یک جملهی اقتصادی نیست؛این، روایت تلخ زندگی مردمی است که دارند هر روز بیشتر از سفرهشان کم میکنند تا فقط بتوانند دوام بیاورند....پونه گودرزی✅توفان یزد@Toofaneyazd