ژنتیکِ آوارگی؛ چگونه توهم سعادت به عنوان یک اختلال روانی در خانواده به ارث میرسد؟علی اشکان نژادنسل…
انتشار: 2026/07/05 02:36 UTC
ژنتیکِ آوارگی؛ چگونه توهم سعادت به عنوان یک اختلال روانی در خانواده به ارث میرسد؟علی اشکان نژادنسل پیشین در یک فرافکنی دستهجمعی، فقدانهای روانی و اضطرابهای بنیادین خود را به جغرافیا تقلیل دادند و با توهم دستیابی به یک زندگی استاندارد، راهی پایتخت شدند؛ بیآنکه بدانند استیصال، چمدانی است که در هر مختصاتی باز میشود. این جابهجایی، نه یک استراتژی برای توسعه، بلکه یک مکانیسم دفاعیِ ابتدایی برای فرار از مواجهه با ناکامیهای درونی بود. کمدی تاریک تاریخ اجتماعی ما اینجاست که این والدین، «تغییر مکان فیزیکی» را به عنوان تنها مسکنِ روانرنجوریِ خود مصرف کردند و دقیقاً همین الگوی بیمارگونه و وسواسی را به عنوان یک مکانیزم حل مسئله به فرزندانشان ارث دادند. پایتخت برای آنها یک ابژه خیالی بود؛ سرابی که قرار بود حفرههای روانیشان را پر کند، اما تنها به بازتولید اضطراب در مقیاسی بزرگتر انجامید.اکنون فرزندانِ همان نسل، درگیر یک «اجبار به تکرار» ناخودآگاه شدهاند و با حملِ همان اختلال و فانتزیهای خام، مسیر پایتخت به کشورهای دیگر را به امید رسیدن به رستگاری طی میکنند. این اپیدمیِ مسری، چیزی جز بازتولید همان سندرمِ والدینی نیست که گمان میکردند ویزا و تغییر مرزها میتواند روانِ ازهمگسیخته را ترمیم کند. نسل جدید با همان مکانیسمِ انکار، بحرانهای هویتی و حقارتهای سرکوبشدهی خود را پشت ویترینِ مهاجرت پنهان میکند تا با این واقعیتِ سرسخت مواجه نشود که جغرافیا، درمانگرِ رواننژندی نیست. این چرخه معیوب، صرفاً تغییر لوکیشن برای تکرارِ همان سرخوردگیهای قدیمی در یک دکوراسیون جدید است؛ نمایشی مضحک از فرار به جلو که در پایانِ تمام این جابهجاییهای وسواسگونه، تنها یک پرسش صریح باقی میماند: کو سعادت؟!@towardinside