ناخدای با احتیاط یک کشتی کوچک مجبور بود در امتداد ساحل دریایی که نمی شناخت حرکت کند، بنابراین او تل…
انتشار: 2017/09/26 01:04 UTCدریافت: 2026/08/20 10:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 10:45 UTC
ناخدای با احتیاط یک کشتی کوچک مجبور بود در امتداد ساحل دریایی که نمی شناخت حرکت کند، بنابراین او تلاش کرد تا یک ناخدای آشنا به آنجا برای راهنمایی پیدا کند.او کنار یکی از بندرهای کوچکی که کشتی اش توقف کرد ایستاد؛ و یک ماهیگیر محلی چون به پول احتیاج داشت طوری وانمود کرد که یک راننده کشتی ماهر است. نا خدا او را سوار کشتی کرد و به او اجازه داد تا بگوید کشتی را به کجا براند.بعد از نیم ساعت نا خدا مشکوک شد که ماهیگیر واقعا نمی داند چه کار دارد می کند یا به کجا می رود پس به او گفت:"ایا تو مطمئنی که ناخدای ماهری هستی؟ماهیگیر جواب داد:" بله"."من هر صخره و سنگ در این قسمت دریا و ساحل را میشناسم ". ناگهان صدای در هم شکستن زیر کشتی به گوش رسید . سرانجام ماهیگیر افزود :"و این هم یکی از آن سنگ ها و صخره هاست !🌐 كانال آموزش زبان انگليسي @trainingenglish2017

