دختره تو خونهی دوستپسرش یه حلقه ازدواج پیدا میکنه با یه نامه که توش اسم یه دختر دیگهس. وانمود میکنه نامه رو ندیده حلقه رو میاره اشکی میگه وای تو میخواستی پروپوز کنی؟ پسره بعد از رد کردن سکته جای گفتن حقیقت زانو میزنه میگه آره و دختره هم میگه یس! و الان ۱۱ ساله ازدواج کردن=))join → @twitfarsi ™️
صبح یه جا تو اوج خوشگذرونی به بچهها گفتم جای همهی آدمهائی که دوستشون داریم خالی. ناصر گفت: «حتی جای آدمهائی که دوستشون نداریم هم خالی. فوقش یه کم اونورتر زیراندازشونو پهن کنن.» دیدم راست میگه. به دلم گفتم یه ذره از این دشت به این بزرگی یاد بگیر.join → @twitfarsi ™️
صمیمیت از روزمره میاد ...!شما هیچوقت نمیتونی با کسی صمیمی بشی،مگر اینکه از روزمرگیت براش بگی؛از جزئیات کوچیکِ روزت که توجهت رو جلب کرده.بنای صمیمیت اینجاست که ساخته میشه .....!join → @twitfarsi ™️