امروز رفتم طلامو بفروشم بابت رهن کارگاه جدید.رسیدم اونجا زنگ زدم به صابخونه ی جدیدم گفتم آقای فلانی…
انتشار: 2026/07/21 20:19 UTC
امروز رفتم طلامو بفروشم بابت رهن کارگاه جدید.رسیدم اونجا زنگ زدم به صابخونه ی جدیدم گفتم آقای فلانی یه شماره کارت میدین من اومدم طلامو بفروشم که رهن رو بزنم.یهو گفت نه طلاتو نفروش، نمیخواد فعلا من نیاز ندارم بذار بره بالا گفتم، یعنی برگردم؟ گفت آره.خدا حفظت کنه مرد ❤️join → @twitfarsi ™️
