آخر شب حالم خوب نبود، رو پلهی پل هوایی نشستم شروع کردم به بلند بلند گریه کردن، بعد از نیم ساعت/ چه…
انتشار: 2026/08/05 14:45 UTCدریافت: 2026/08/05 16:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 16:32 UTC
آخر شب حالم خوب نبود، رو پلهی پل هوایی نشستم شروع کردم به بلند بلند گریه کردن، بعد از نیم ساعت/ چهل دقیقه بلند شدم که برم، دیدم کنارم پر از اسکناسهای ۱۰،۵،۲،۱۰ تومنیه=))))))))))))))))join → @twitfarsi ™️
