صبر کردم که دکان عطاری خلوت شد. از آی فروشنده پرسیدم: ببخشیند. واجبی دارین؟گفت: بله!و یک بسته گذاشت…
انتشار: 2026/08/15 21:14 UTCدریافت: 2026/08/16 20:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:35 UTC
صبر کردم که دکان عطاری خلوت شد. از آی فروشنده پرسیدم: ببخشیند. واجبی دارین؟گفت: بله!و یک بسته گذاشت توی پیشخوان. پرسیدم: به غیر این مدلی هست که اینقدر بو نده؟گفت: یه مدل دارم آپارتمانیه!دو تا خریدم. فرداش آی همساده رو دیدم گفت: نمیدونم کی دیشب واجبی زده بوش از.راهرو نمیره!@Twittfarsi