آمریکا و اسرائیل در یک سال اخیر، رهبر، دو وزیر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیسشورای راهبردی سیاست…
انتشار: 2026/07/15 06:44 UTC
آمریکا و اسرائیل در یک سال اخیر، رهبر، دو وزیر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیسشورای راهبردی سیاست خارجی و تمام فرماندهان ارشد نظامی ما را ترور کرده است اما جامعه روشنفکری ایران از ما میخواهد حتی کلمه انتقام را هم بر زبان نیاوریم تا خدای نکرده به جنگطلبی…بعضی رسانههای فارسیزبان و برخی به اصطلاح تحلیلگران (که حقیقتا فرق دوغ و دوشاب را نمیدانند اما سالهاست در دانشکدهها و اندیشکدهها و رسانهها مشغول انحراف افکار عمومی هستند) در حال ترسیم صحنهای هستند که:۱- ایران مقصر اصلی حملات آمریکاست. ایران است که توافق را نقض کرده است. ایران است که دنبال بهانهای برای شروع جنگ تمام عیار دوباره است.۲- رهبر ایران دنبال انتقام شخصی خون خانواده خویش است و در این میان امنیت و آسایش جنوب کشور و جان و مال و امنیت مردم ایران را فدای خونخواهی خویش کرده است.هر دو این گزارهها هم به غایت سادهلوحانه، هم احمقانه و هم خلاف واقعیت است.اول آنکه کشوری که صفر تا صد تفاهمنامه را اجرا کرد، ایران بود و آنکه صفر تا صد تفاهمنامه را زیر پا گذاشت ایالات متحده بود.طبق بندهای تفاهمنامه:- تنگه هرمز قرار بود با مدیریت طرف ایرانی باز باشد، اما آمریکا از همان روز اول تفاهمنامه به دنبال دور زدن ایران و بازکردن مسیر دیگری بود تا در جنگ بعدی اهرم تنگه را از دست ایران خارج کرده و با فراغ بال بیشتر به دنبال عملی کردن اهداف راهبردی خود (تجزیه، فروپاشی، کنترل منابع نفتی و گازی) خود برود که در جنگ رمضان موفق به عملی کردن آن نشده بود.- آمریکا قرار بود از همان روز اول تفاهمنامه نیروها و تجهیزات نظامی خود را در اطراف ایران افزایش ندهد که در عمل بر خلاف این عمل میکرد.- قرار بود ۲۴ میلیارد دلار از دارایی بلاک شده ایران توسط آمریکا آزاد شود. در همان روز اول تفاهمنامه قرار بود ۶ میلیارد دلار آن آزاد شود که در عمل یک دلار هم آزاد نشد.- از روز اول تفاهمنامه قرار بود آتشبس در تمام جبههها صورت بگیرد که در عمل هیچگاه توسط اسرائیل رعایت نشد و پس از تفاهمنامه، صدها حمله به جنوب لبنان صورت گرفته و صدها نفر شهید شدند. (امید داریم که ایرانی با ضریب هوشی رتبه اول جهان، حداقل این را دیگر متوجه شده باشد که جنوب لبنان با جنوب و شمال کشورمان تفاوتی ندارد و بخشی از خاک ایران است، همانگونه که بحرین و امارات و کویت و اردن خاک آمریکا هستند) پس این مسئله را باید به جامعه ترسیم کرد که آمریکا به هیچکدام از تعهدات خود در تفاهمنامه پایبند نبود و از این تفاهمنامه صرفا به عنوان ابزاری برای تقویت بیشتر خود و همچنین از کار انداختن مهمترین ابزار استراتژیک ایران (تنگه هرمز) در این جنگ استفاده میکرد.طبیعیترین رفتار ایران در چنین شرایطی این بود که تا دیر نشده و کار از کار نگذشته با همه توان وارد شده و اجازه تحقق اهداف دشمن را ندهد.مسئله دیگر اما بحث انتقام و شخصی کردن انتقام آنقدر احمقانه است که حقیقتا ارزش بحث کردن ندارد. قبلا در یک یادداشت در همینه صفحه به چرایی نیاز جامعه به «گفتمان انتقام» (با عملی شدن یا نشدن تفاوت بسیار دارد) اشاره شده است.