جنگ و جنوب و سلبریتیما یک «جنوب»، یک «شمال»، یک «پایین شهر»، یک «کویر» و یک «روستا» داریم که در واق…
انتشار: 2026/07/16 06:53 UTC
جنگ و جنوب و سلبریتیما یک «جنوب»، یک «شمال»، یک «پایین شهر»، یک «کویر» و یک «روستا» داریم که در واقعیت وجود دارند و یک شمال و جنوب و روستا و پایینشهر داریم که در رسانهها و عموما توسط سلبریتیهای سینما و بلاگرها ساخته میشود.برای مثال جنوب این جماعت جایی است که مردم همیشه سال در ساحل با برقع و دشداشه مشغول نواختن نیانبان و رقص بندری بوده و عمدتاً آدمهای کم عقل و خندانی هستند که درب خانههایشان به روی همه باز است. شمال این جماعت جایی است که هر خانواده یک بطری مشروب در میز بالکن خانه ویلایی گذاشته و مرد خانه از دلخوشی مشغول شکستن هیزم بوده و زن خانه در حال دون پاشیدن به مرغها و خروسهاست. شمالی که در آن همه خسته از زندگی شهری به آنجا پناه آورده و هر شب باندی وسط جنگل گذاشته و مشغول رقص و شادخواری هستند. روستا هم چنین تصویری در میان این جماعت دارد. پایینشهر این جماعت هم مکانی است که همگی غرق در اعتیاد و دزدی و قتل و عربده کشی و خشونتاند. مکانی که در آن دختران خانواده اسیر چنگال پلید برادران غیرتیاند که به خاطر یک تار مو به قتل می رسند، پدر در زیر زمینی تاریک مشغول بازی با قناری و مصرف تریاک است، مادر چیزی جز گریه و نفرین نمی شناسد و بقیه مردان هم بلا استثنا از کوچک و بزرگ درگیر قتل، چاقوکشی، اعتیاد، قاچاق مواد و دزدی و عربده کشی بوده و بلا استثنا همه بی سواد و لمپن هستند و در خانه های تودرتوی کلنگی به صورت گله ای زیست می کنند.این تصویری است که بلاگر و سینمای ایران از شمال و جنوب و روستا و پایینشهر (کویر و سایر نقاط حاشیهای هم کمابیش همین تصویر است) برساخته است. تصویری که هویت و تاریخ و سنت و فرهنگ و رسومات یک منطقه از کشور یا شهر را به چیزی برای مصرف یک طبقه اقلیت تبدیل میکند. به یک کالای مصرفی که گاهی دو ساعت در سینما با خنده و تعجب (برادران لیلا و شنای پروانه و متری شش و نیم و مغزهای زنگزده را به خاطر بیاوریم) به آن نگاه میکند و در تعطیلات هم بساط عیش و نوش خود را جمع کرده و راهی آنجا میشود.برونداد چنین برساختی اما فاجعهبار است. برونداد این تصویرسازی، پرورش قشر و طبقهای است که وقت و بیوقت با یک شلوارک و باند موزیک و چند بطری عرق، راهی شمال و جنوب و کویر و روستاهای اطراف شده و با ایجاد سر و صدا و رفتارهایی که با سنتهای محلی همخوانی ندارد، هم مزاحم مردم بومی محل شده و کار و زندگی آنها را بهم میریزد و هم یکی از عوامل اصلی آسیب به محیطزیست این نواحی کشور است.حالا این نگاه سانتیمانتال (که حقیقتا تمام کنشهایش ضدملی است) بعد چهارماه تازه یادش افتاده در کشور جنگ است و دلش برای «جنوب» تنگ شده و مشغول شاعری با واژه جنوب و جنوبی است..این جماعت از دو روز قبل در حال القای نگاهی هستند که انگار سیستم و نیروهای نظامی، جنوب کشور را رها کرده یا آن را بخشی جدا از کلیت کشور نگاه میکنند.این تصویرسازی خطرناک شاید در نگاه نخست ضدجنگ به نظر برسد اما به مانند تکتک کنشهای این جماعت هم عمیقأ ضدملی است، هم مصرفی است و هم ریاکارانه است.اول اینکه مردانی که امروز در جنوب کشور میجنگند، از همه جای ایران هستند و برای استقلال همه جای ایران میجنگند و برایشان یک وجب از خاک جنوب تفاوتی با هیچ نقطه دیگر این سرزمین ندارد و در ثانی اینکه کسی در میان تصمیمگیران کشور تفاوتی بین جنوب و شرق و مرکز و غرب قائل نیست. و نکته دیگر هم آنکه از کودکان میناب تا سردار تنگسیری و بسیاری از شهدای دیگر همه از بچههای جنوب بودند و آنکه برای هفتهها زبان در کام گرفته بود، طبیعتا نباید یکباره نگران جنوب و مردمانش بشود.