↕️«بر تو دل میلرزدم ز اندیشهایبا چنین خرسی مرو در بیشهای»"جمعی ابله دور کذابی را گرفتند که ادعا…
انتشار: 2026/07/18 03:47 UTC
↕️«بر تو دل میلرزدم ز اندیشهایبا چنین خرسی مرو در بیشهای»"جمعی ابله دور کذابی را گرفتند که ادعای نبوت میکرد و چشمانی لوچ داشت ، جماعت را نزد خلیفه وقت بردند خلیفه گفت: این چگونه پیامبری است که چشمانش لوچ است مریدان گفتند : زنهار ای خلیفه که او لوچ نیست بلکه دیری است اینچنین به ملکوت خیره مانده است !!!."(عبید زاکانی)میگوید به سفیر تاجیکستان بگویید بیاید پیش من (حتی خودش هم نمیخواهد برود) یک دانشگاه در آن کشور به من بدهد که به بچههای آنجا سیاست و استراتژی یاد بدهم:-))خدا شاهد است اعتماد به نفس این جماعت را اگر قورباغههای باتلاق گاوخونی داشتند الان ادعای گاومیشی میکردند:-)این جماعت واقعا تصور میکند همه جای دنیا مثل ایران بی در و پیکر و بیصاحب است که دانشگاه و رسانه و روح و روان جوان و نوجوان خود را دست هر رمال و بلاگر و خالهزنکی بسپارد.این جماعت به خداوندی خدا قسم در یک جامعه نرمال و در یک جهان نرمال باید در ورودی پارکی، باغوحشی چیزی نشسته و با آویزان کردن پارچههای رنگارنگ و تسبیحهای عجیب و غریب از سر و گردن مشغول فالگیری و رمالی میشدند.