«حاصِر حصارَک» محمود درویش حاصِرْ حصَارَكَ لا مفرُّ سقطتْ ذراعك فالتقطها واضرب عَدُوَّك لا مفرُّ وس…
انتشار: 2026/08/02 02:15 UTCدریافت: 2026/08/07 17:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 17:25 UTC
«حاصِر حصارَک» محمود درویش حاصِرْ حصَارَكَ لا مفرُّ سقطتْ ذراعك فالتقطها واضرب عَدُوَّك لا مفرُّ وسقطتُ قربك فالتقطني واضرب عدوكَ بي فأنت الآن حُرُّ حُرٌّ و حُرُّ قتلاكَ أو جرحاك فيك ذخيرةٌ فاضربْ بها واضربْ عدوَّكَ لا مَفَرُّ أَشلاؤنا أسماؤنا حاصرْ حصارَك…"محاصرهات را محاصره کنراه گریزی نیستبازویت افتاد آن را بردارو دشمنت را بزن راه گریزی نیستمن در کنارت افتادم مرا بردارو دشمنت را با من بزنکه اکنون تو آزادیآزادِ آزادیکشتهها یا مجروحینت مهمات تواندپس با آنها دشمنت را بزن راه گریزی نیستهر پارۀ ما نام ما را بر خود داردمحاصرهات را محاصره کن دیوانهوار و دیوانهوار و دیوانهواررفتند آنها که دوستشان میداشتی، رفتنداکنون مساله بودن یا نبودن استنقابها یکی پس از دیگری فرو افتادنقابها افتاده و جز تو هیچ کس نیستدر این گسترۀ گشوده بر دشمنان و فراموشیپس هر خاکریز را به شهری بدل کننه نه هیچکس نمانده است نقابها فرو افتاده استاعراب پی دشمنان دیرینشان رفتنداعراب روحشان را فروختنداعراب گم شدندمحاصرهات را محاصره کن دیوانهوار و دیوانهوار و دیوانهواررفتند آنها که دوستشان میداشتی رفتنداکنون مسأله بودن یا نبودن است"