. شایعه که در شعام دو بار برای توافق رایگیری شد و بار اول اکثریت مخالف بودند.۲. آقای پزشکیان چند ر…
انتشار: 2026/06/19 18:06 UTC
. شایعه که در شعام دو بار برای توافق رایگیری شد و بار اول اکثریت مخالف بودند.۲. آقای پزشکیان چند روز قبل توافق تهدید کردند که اگر حرف ایشان به کرسی ننشیند، به گفته خودشان «کاری میکنم که به صلاح کشور نیست».؟؟؟🧵 تحلیل درباره جنگ ادراکی و مهندسی سازگان تصمیمگیری، و ارائه راهکار:حالا که رهبر گفته من مخالفم، بحث این داغ شده که بالاخره شعام قدرت را در دست دارد یا رهبر. همینطور گروه الیگارشی خواستار استعفای رهبر شدهاند چون با آنها مخالفت کرده است.بذارید توضیح بدم: اصلا مهم نیست روی کاغذ چی نوشته شده باشه، الان چون رهبر به خاطر خطر ترور پنهان شده، تصمیمات رو شعام میگیره و رهبر موافق نباشه هم نهایتا میدن ترامپ ترورش کنه. آمریکا-اسرائیل انتخاب کردهاند چه کسانی رو ترور کنند و چه کسانی بمانند که تصمیماتی به نفع آنها بگیرند، حتی از روی فساد یا بازی جناحی.اما مساله مهمتر اینه که حتی تصمیمگیری داخل شعام هم مهندسی شده و سر نخ، همان «رایگیری دوباره است».دقت کنید، در رایگیری انتخاباتی، یک زمانی بین رایگیریها هست. برای درک مساله ایران را فراموش کنید و فکر کنید در کشور X، قرار است انتخابات برقرار شود. کاندیدای الف از کاندیدای ب محبوبتر است، اما هر بار کاندیدای الف رای را میبرد، کاندیدای ب میگوید قبول نیست دوباره رایگیری کنیم! آیا قابل قبول بود؟ خیر! میگفتید خب حالا یک بار رایگیری کردیم، بار بعدی ۴ سال دیگه.اما در رایگیری شعام همچین چیزی نیست. اگر شعام به توافق رای نده، میشه فردا دوباره رایگیری کرد. شما آتشبس اعلام میکنی و انقدر رایگیری میکنی تا حرفت به کرسی بشینه. این وسط برای تغییر رایها میتونید از انواع و اقسام تهدید استفاده کنید تا حرفتان به کرسی بنشیند.بخش دیگر از مهندسی ادراکی، مهندسی اجراست. یعنی وقتی تصمیمگیری بر خلاف میل شما رخ داده، در اجرای آن تعلل میکنید اما تصمیمگیری بر طبق میل شما بلافاصله اجرا میشود.مثلا اگر تصمیمگیری شده به بمباران اسرائیل در لبنان پاسخ داده شود، شما میگویید حالا صبر کنیم شاید آمریکا قلاده اسرائیل را کشید. باشه فردا. فردا دوباره میگه باشه فردا. برو هفته دیگه بیا. الان وقت ناهاره.ولی وقتی تصمیم توافق گرفته شد چنان پرسرعت و جانانه اجرا میشود که کسی نفهمد از کجا آمد این توافق!پس در نتیجه، محور آمریکا-اسرائیل میتواند با ۳ رکن تصمیمات ایران را به نفع منافع خود مهندسی کند:۱. ترور اشخاص نامطلوب۲. مهندسی سازگان تصمیمگیری۳. مهندسی سازگان اجراییدوستان انقلابی هم نمیتونند از رهبر انتظار داشته باشند بیاد همه تصمیمگیریها و اجرای اون رو شخصا انجام بده. کسایی که به حرف رهبر گوش میکردند اکثرا ترور شدهاند تا شرایط این شکلی بشه. رهبر هم نهایتا میگه من مخالف بودم ولی به حرف من که گوش نمیکنند پس گندش گردن خودشان.ولی این کافی نیست. نمیشه ایران نابود بشه و بعد بگم خب تقصیر ال بود تقصیر بل بود. ایران از اول نباید نابود بشه.و دقیقا اینجا میرسیم به مسالهای که گروه الیگارشی از وسط جنگ مطرح کرده بود: تجمعات خیابانی باید جمع شود.ببینید اینها افراد انقلابی بالارتبه رو تعداد زیادیشون رو ترور کردهاند، اما بدنه انقلابی چند میلیون نفره، نمیشه ترورشون کرد. راه چاره اینه که سرخورده شوند. به محض عقب کشیدن بدنه انقلابی، کودتا تکمیل شده.عدهای از دوستان وقتی قرارداد اعلام شده بود به من گفتند دیگه نقد چه فایده، تجمعات چه فایده، ولی این دقیقا چیزیه که اونها میخوان! تا وقتی بدنه ناامید نشده باشه، اینها کارشون پیش نمیره. حتی تهدید کردهاند بعضی اکانتها که «حمام خون» راهاندازی کنند برای جمع کردن تجمعات! اگر تاثیر نداشت این میزان عصبانیشان میکرد؟شما دوست عزیز ایراندوست که فکر میکنی هیچکارهای، شما زورت رو تا جایی که میشه بزن، بقیهاش خودش درست میشه. هماهنگی به طور خودجوش شکل میگیره. به هیچ وجه سرخورده نشید و تجمعات هم به هیچ وجه متوقف نکنید.تو تجمعات هم لازم نیست بحث جناحی و اینها بشه. الان خیلی ساده، اسرائیل بمباران لبنان رو ادامه داده و چون شروط قرارداد نقض شده، قرارداد فسخ شده به حساب میاد. به گفته رهبری هم قرارداد فقط موقعی قابل قبوله که شروط اون حفظ شده باشه، که نشده.شعارها حول فسخ شدن قرارداد، بمباران لبنان، و بسته نگه داشتن تنگه باشه همه مسائلی که خودشون امضا کردند و نمیتونند ادعا کنند که شما مثلا «تندرو» هستید. اگر وحدت ساحات تندروی احمقانه است که خودت برای چی امضاش کردی، از اول میگفتی این تسلیمنامه است. والسلام.