دقت بفرمایید که آمریکا سراغ روسیه و ایران آمده بود اما برنامه هایش آنطور که طراحی شده بود، پیش نرف…
انتشار: 2026/07/10 19:03 UTC
دقت بفرمایید که آمریکا سراغ روسیه و ایران آمده بود اما برنامه هایش آنطور که طراحی شده بود، پیش نرفت و خصوصا شکست حمله به ایران باعث شده به این نتیجه برسد که فعلا زمان درگیر شدن با چین نیست به همین دلیل برای آنکه بهانه لازم برای انجام تحرکات مشابه این تحرکات علیه منطقه شرق آسیا را داشته باشد، باید سراغ یک کشور دیگر بجز چین برود تا به بهانه برخورد با آن کشور، به منافع چین آسیب بزند. اینجاست که کره شمالی به وسط بازی می آید. کره شمالی، با وجود هفتاد سال تقابل با آمریکا، همچنان یک نقطه دستنخورده در معماری جنگ مستقیم باقی مانده است. این کشور از نظر نظامی، روانی و ژئوپلیتیکی، یکی از حساسترین نقاط اتصال میان چین، روسیه، ژاپن، کره جنوبی و آمریکا است. نخستین حمله جدی به کره شمالی، اگر رخ دهد، صرفاً حمله به پیونگیانگ نخواهد بود؛ بلکه آزمونی برای واکنش چین، روسیه و کل بلوک آسیایی خواهد بود.به بیان دقیقتر، کره شمالی ممکن است «هدف ظاهری» باشد، اما هدف واقعی، سنجش آستانه تحمل چین و شکستن یکی از آخرین مناطق بازدارندگی سخت در شرق آسیاست. اگر این آزمون بدون پاسخ مؤثر باقی بماند، مرحله بعد میتواند فشار مستقیمتر بر خود چین یا بر محیط پیرامونی آن باشد.در اینجاست که مفهوم « #کشور_نهایی در شرق» معنا پیدا میکند؛ کشوری که تاکنون بهطور کامل مورد آزمون قرار نگرفته، اما در منطق تقابل آمریکا با آسیا، دیر یا زود باید ظرفیت واکنش، بازدارندگی و انسجام راهبردی آن سنجیده شود.بنابراین روندی که امروز میبینیم، به احتمال زیاد یک جهش ناگهانی نخواهد بود؛ بلکه بهصورت تدریجی، مرحلهبهمرحله و در قالب حوادث پراکنده، حملات زیرساختی، فشار روانی، جنگ رسانهای، اختلال لجستیکی و آزمونهای منطقهای پیش خواهد رفت.بسیاری همچنان تصور میکنند که این روند نباید و نمیتواند تا این سطح پیش برود. اما تجربه نظمهای در حال فروپاشی نشان میدهد که قدرتهای بزرگ، زمانی که احساس کنند نظم پیشین در حال از دست رفتن است، معمولاً بهجای عقبنشینی آرام، به سمت افزایش فشار، آزمون مرزها و گسترش دامنه بحران حرکت میکنند.مسئله اصلی این نیست که آیا یک جنگ بزرگ حتماً رخ خواهد داد یا نه. مسئله اصلی این است که زیرساختهای اتصال آسیا، یکییکی در حال تبدیل شدن به میدان نبرد هستند.جنگ جهانی آینده ممکن است ابتدا با تانک و لشکرکشی آغاز نشود؛ بلکه با ریل، پل، پالایشگاه، بندر، کابل، ماهواره، کارخانه، بازار انرژی و جنگ روانی آغاز شود.و اگر این الگو بهدرستی فهم نشود، زمانی که بحران به مرحله آشکار برسد، بسیاری تازه متوجه خواهند شد که جنگ مدتها قبل آغاز شده بود؛ فقط نه با همان شکل کلاسیکی که انتظارش را داشتند.امیدوارم نظامیان ایران و دو کشور چین و روسیه به ضرورت وحدت رویه پی ببرند و از حصار دولت های فشل یا غربزده عبور کنند و اتحاد های جدید تری تشکیل بدهند.یاعلیتیر ١۴٠۵میلاد رضاییبا درج منبع به دیده شدن تحلیل های آتی کمک کنیدt.me/iran_cityofsun

