
طبیعت، دانشگاه است و دانشگاه جایی است که در آن هم با خود آشناتر شویم و هم با طبیعت.ارسال پیام به ادمین: @Nasimalsahar14
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 17 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 17 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🏛 امضای بیانیه دانشپژوهان بینالمللی علوم انسانی در محکومیت تهدید غیرنظامیان ایرانی، دانشگاه سنت اندروز و نهادهای دیگر، بینالمللیبرای مطالعه جزئیات بیشتر این خبر آکادمیک، روی لینک زیر کلیک کنید:🔗 ورود به پورتال اطلاعرسانی طومار اندیشه✨ مؤسسه فرهنگی هنری طومار اندیشه🆔 @toomareandisheh
آمار دقیق از میزان خسارت جنگ در تهران؛ کدام مناطق بیشترین آسیب را دیدند؟ / حملات آمریکا و اسراییل ۱۰ میلیون تن آوار جنگی برجای گذاشت▪️منطقه یک: ۵۷ بار ▪️منطقه دو: ۳۰ بار ▪️منطقه ۳: ۲۲ بار ▪️منطقه ۴: ۹۰ بار ▪️منطقه ۵: ۲۷ بار ▪️منطقه ۶: ۱۴ بار ▪️منطقه ۷: ۱۵ بار ▪️منطقه ۸ :۱۳ بار ▪️منطقه ۹: ۳۳ بار ▪️منطقه ۱۰: ۵ بار ▪️منطقه ۱۱: ۲۷ بار ▪️منطقه ۱۲: ۱۴ بار ▪️منطقه۱۳: ۴۶ بار ▪️منطقه۱۴: ۳۱ بار ▪️منطقه ۱۵: ۳۱ بار ▪️منطقه ۱۶ :۶ بار ▪️ منطقه ۱۷: ۳ بار ▪️منطقه ۱۸: ۱۹ بار ▪️منطقه ۱۹: ۱۴ بار ▪️منطقه ۲۰: ۳۶ بار ▪️منطقه ۲۱ :۶۲ بار ▪️منطقه ۲۲ :۵۵ بار مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزله: طبق گزارشهای رسمی، تا ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱۰ میلیون تن آوار و نخاله ساختمانی در مناطق شهری آسیبدیده در جنگ ایجاد شده است. این آوار ناشی از آسیب جزیی یا شدید به دهها هزار واحد مسکونی، تاسیسات صنعتی، انبارهای انرژی و زیرساختهای شهری است./اعتماد@ForIran_ir
شایان اویسقرندر میان خبرهای سراسر دلهره و نگرانی، خبر جایزه آباکوس، مهمترین جایزهی نظری علوم رایانه، توسط جوان اصفهانی، دکتر شایان اویسقرن، بسیار مسرتبخش بود. برای آشنایی با او و کارهایش این ویدیو دیدنی است. شایان فردی است که علناً خود را مسلمان و ایرانی میداند و با جنگ اخیر هم مخالفت کرد. این جایزه بسیار شباهت به جایزه فیلدز ریاضی دارد وهمزمان با همان اهدا شد. او اولین ایرانی است که این جایزه را دریافت میکند. جایزهای که در ردهی جایزه نوبل میتواند باشد در علوم رایانه. شایان متولد ۱۳۶۴ در شهر اصفهان و دارای مدال طلای جهانی المپیاد کامپیوتر در سال ۲۰۰۳ است.از نظر نگارنده، وجود استعدادهای بیشماری چون شایان یکی از دلایل اصلی جنگ با ایران و هراس از آن است. youtu.be/ycN287XCSBM?si=kdfOu99_O15CiN8V@…
جل الخالق! 😢بسته بندی توله خرس در محمولهٔ بسته!🔹بچه خرسهای سیاهی که در زیر جعبههای پسته جاسازی شده بودند، بهمنظور انتقال از کرمان به مقصدی نامعلوم در اصفهان توسط نیروی انتظامی کشف شدند. این خرسها در نهایت به مرکز بازپروری پارک پردیسان منتقل و در آنجا نگهداری خواهند شد.🔹در جریان این جابجاییها، تلفات حیوانات قاچاق شده بسیار بالا است، زیرا تولهخرسها در سنین بسیار کودکی از والدین خود جدا میشوند، چه در طبیعت و چه در مراکز تکثیر و پرورش. همچنین، اکثر افرادی که این حیوانات را خریداری میکنند، اطلاعات کافی برای تیمار آنها را ندارند. Esfehan_Fourit.me/daneshjoo_ye_divaneh
** #کودکان_و_درختان **در پهنهی جهانانسان برای کشتن انسانتا جبهه میرودانسان برای کشتن انسانتشویق میشود!*درجبهههای جنگ کشتار میکنندیا کشته میشوند*تابوت صد هزار جوان راپیران داغداربا چشم اشکباربردوش میکشنددرخاک می نهند.*....آنگاه کودکان راتعلیم میدهند:یک شاخه از درخت نبایست بشکنند!#فریدون_مشیریاز دفتر: " #تا_صبح_تابناک_اهورایی "🔹کانال رسمی فریدون مشیری:@fereydoonmoshiri
📍تور بازدید از خانهی تاریخی امیرقلی امینی و موزهی هلالاحمر💡به مناسبت روز خبرنگار🔸زمان:شنبه ۱۷ مرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۹🔸️محل دیدار:خیابان کاشانی، روبهروی سازمان هلالاحمر🔸ثبتنام:@studentcityisf🔸️ظرفیت محدود است.🏷کاری از:کانون اصفهانشناسی و مشاهیر قوسو دبیرخانهی هویت فرهنگی اصفهان✨ به ما بپیوندید: @studentcity_isf 🔆سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی اصفهان
♦️کارزار اعلام آمادگی اعضای هیئت علمی دانشگاهها در جهت حفظ منافع ملی♦️درخواست بهرهگیری از همه ظرفیتهای دیپلماسی برای دستیابی به توافقی عزتمندانه، صلحی پایدار و کاهش تنشهای منطقهای♦️بهبود معیشت مردم، حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر و تدوین برنامهای عملیاتی برای کاهش آثار جنگ و تحریم، باید در صدر برنامههای دولت و سایر نهادهای مسئول قرار گیرد/♦️دولت، به عنوان مسئول اداره کشور، تحت تأثیر فشار جریانهای اقلیت پر سر و صدا قرار نگیرد/♦️توجه و تکریم آزادیهای مصرح در قانون اساسی، میتواند قدرت ملی ایران را به شکل چشمگیری افزایش دهد/ریاست محترم جمهوری اسلامی ایرانموضوع: نامه به رئیس جمهور در مورد اعلام آمادگی اعضای هیئت علمی دانشگاهها برای همکاری در جهت حفظ منافع ملی و نگرانی برای آینده ایرانبا سلام و احترامما، جمعی از اعضای هیأت علمی و دانشگاهیان دانشگاههای کشور، در آستانه سومین سال آغاز به کار دولت جنابعالی، بر خود فرض میدانیم که در این مقطع حساس از تاریخ معاصر ایران، دغدغهها، نگرانیها و پیشنهادهای خود را از منظر مسئولیت علمی، ملی و اجتماعی با حضرتعالی و دیگر ارکان تصمیمگیری کشور در میان بگذاریم و همزمان آمادگی خود را برای هرگونه همکاری کارشناسانه در جهت تأمین منافع ملی و آینده ایران اعلام کنیم.دولت جنابعالی در شرایطی مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفت که ایران با مجموعهای کمسابقه از فشارهای خارجی، تحریمهای گسترده، بحرانهای اقتصادی و در ادامه، جنگ و ناامنی مواجه شد؛ شرایطی که شاید بتوان آن را از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر کشور دانست.در آستانه پنجاهمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتوگویی ملی درباره آینده خویش است. تجربه نیمقرن گذشته نشان داده است که نه بازگشت به گذشته راهگشاست و نه استمرار وضعیت موجود بدون اصلاحات میتواند پاسخگوی مطالبات جامعه باشد. آینده ایران در گرو حرکت تدریجی، عقلانی و مسالمتآمیز به سوی حکمرانی کارآمدتر، پاسخگوتر و مردمسالارانهتر است.مایه نگرانی است که در چنین شرایطی، دو جریان افراطی هرچند با شعارهایی متفاوت و حتی متعارض، عملاً در مسیری همسو با تضعیف انسجام ملی حرکت میکنند؛ از یک سو کسانی که امید خود را به مداخله خارجی، جنگ یا بازگشت به گذشته دور گره زدهاند و از سوی دیگر آنان که هرگونه اصلاح، گفتوگو و دیپلماسی را نفی کرده و استمرار تنش و تقابل را تنها راه میدانند. نتیجه عملی هر دو رویکرد، هرچند با انگیزههای متفاوت، تضعیف ایران، کاهش اعتبار بینالمللی کشور و فراهم شدن بستر سوءاستفاده دشمنان، از جمله گروههای تروریستی و تجزیهطلب است. دانشگاهیان بر این باورند که حفظ تمامیت ارضی، استقلال و عزت ایران نه از مسیر افراط، بلکه از مسیر عقلانیت، وفاق ملی و اصلاحات پایدار امکانپذیر خواهد بود.بر همین اساس، نکات زیر را به استحضار میرسانیم:۱. تجاوز نظامی علیه ایران، نقض آشکار حقوق بینالملل و حاکمیت ملی کشور است و تهاجم ددمنشانه آمریکایی-صهیونی که با ادعای دلسوزی و آزادی برای ملت ایران صورت گرفته، نتیجهای جز کشتار مردم، تخریب زیرساختها و گسترش سلطه امپریالیسم نداشته و دفاع مشروع از سرزمین و میهن عزیز و استقلال کشور را وظیفه قطعی و غیرقابل تردید مردم ایران میدانیم.۲. عملکرد دولت در مدیریت کشور در شرایط جنگ، تحریم و فشارهای اقتصادی، بهویژه در تأمین نیازهای عمومی، حفظ خدمات اساسی و استمرار اداره کشور را، با وجود همه مشکلات، قابل قبول و در مواردی فراتر از انتظار ارزیابی میکنیم. همچنین تلاشهای دیپلماتیک دولت برای کاهش تنشها و پیگیری منافع ملی شایسته تقدیر است.۳. رشادت و ایثار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دفاع از تمامیت ارضی کشور، مایه افتخار هر ایرانی وطندوست است و ضمن ادای احترام به همه شهیدان، جانبازان و خانوادههای آنان، از خداوند متعال عزت و امنیت پایدار ایران را مسئلت داریم.۴. در عین حال، استمرار ادبیات تند، تخریبی و دو قطبیسازی توسط بعضی رسانهها علیه دولت، مذاکرهکنندگان و هرگونه تلاش برای حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات موجب نگرانی عمیق است. در شرایط تهدید خارجی، انسجام داخلی یک سرمایه راهبردی است و هر اقدامی که این سرمایه را تضعیف کند، خواسته یا ناخواسته در جهت منافع دشمنان ایران خواهد بود. از سوی دیگر، اکثریت جامعه و بسیاری از نخبگان کشور از امکان کافی برای بیان دیدگاههای خود در رسانههای عمومی برخوردار نیستند.ادامه متن کارزار، لینک کارزرا و اسامی امضاء کنندگان در:karzar.net/339107https://modaresinpress.i…
در نمایشنامهٔ «کرگدن»، نوشتهٔ اوژن یونسکو در سال ۱۹۵۹، ساکنان شهری کوچک یکبهیک به کرگدن استحاله مییابند. آنچه هراسانگیز است، خودِ این جانوران نیستند، بلکه سهولتِ این دگردیسی است؛ اینکه همسایگان، همکاران و روشنفکرانِ محترم چگونه تسلیم خویش را توجیه میکنند، دلایلی برای ستایشِ گله مییابند، و همرنگیِ تازهٔ خود را نوعی شجاعت جار میزنند. یونسکو، که استحالهٔ دوستانش را در رومانیِ میاندوجنگ به سوی فاشیسمِ «گارد آهنین» به چشم دیده بود، دریافته بود که فاشیسم بهندرت همچون فاجعهای واحد از راه میرسد. فاشیسم گامبهگام پیش میرود، هر گام چندان کوچک که معقول بهنظر آید، تا آنکه امرِ ناانديشيدنی به همهمهٔ عادیِ افکارِ محترم بدل شود. تنها برانژه، آن آدمِ عادی و پُرنقصی که پایداری میکند، سر باز میزند — و خود را تنها مییابد.این دقیقاً همان ابتذالی است که امروز به نمایش درآمده است. سهولتِ خونسردانه و تقریباً دیوانسالارانهای که با آن مقامهای آمریکایی، رسانهها، اعضای کنگره و اندیشکدهها دربارهٔ بمبارانِ زیرساختهای انرژیِ ایران بحث میکنند — نابودیِ عامدانهٔ شریانهای حیاتیِ غیرنظامیان، که نقضِ فاحشِ حقوق بینالملل بشردوستانه است — خود گونهای از همان «کرگدنشدن» است. جنایات جنگی همچون گزینههای سیاستگذاری مطرح میشوند، مانند برآوردهای فصلی سبکوسنگین میگردند، و از فاجعهٔ انسانیای که توصیف میکنند تهی میشوند. و سکوتی که این را در بر گرفته است — از سوی دولتهای غربی، سازمان ملل متحد، و آن چهرههای بینالمللیای که تنها بهگاهِ مصلحت از «نظمِ مبتنی بر قواعد» دم میزنند — بیطرفی نیست. کرگدن شدنِ خاموشِ گله است.برآمدنِ ترامپ نیز به همین الگو تعلق دارد. این نه فوران چیزی بیگانه، بلکه انباشتِ رضایتهای کوچک است؛ عادیسازیِ پیوستهٔ آنچه باید شورش برانگیزد. هر مماشات، مماشاتِ بعدی را آسانتر میکند، تا آنکه غریوِ گله هر اعتراضی را در خود فرو برد. هشدارِ یونسکو هرگز در حقیقت دربارهٔ هیولاها نبود؛ دربارهٔ این بود که چگونه آدمیانِ عادی، بیآنکه چیزی را ناساز بیابند، خاموش به هیولا بدل میشوند.x.com/i/status/2083640119609762071
فراخوان چهارمین جایزه ملی آهنگسازی استاد روحالله خالقی منتشر شدKhaleqiaward.ir@khaleqiaward
دفاع از آزادی اندیشه یا دفاع از یک شخص؟برای دفاع از جایگاه تاریخی علی شریعتی، لازم نیست شیفته او باشیم. من نه دلداده و واله شریعتیام و نه دشمن او و متعلق به جریان سنتی مخالفش. نه به حلقه کیان تعلق داشتهام و نه جریان مصباح. با بسیاری از مبانی فکری، زبان ایدئولوژیک و نتایج سیاسی پروژه او نیز میتوان اختلاف داشت. اما آنچه امروز در قالب حمله و اهانت به شریعتی جریان دارد، صرفاً نقد یک متفکر نیست؛ نشانه منازعهای عمیقتر بر سر امکان و مشروعیت روشنفکری دینی در ایران است.واکنش عبدالکریم سروش از همین منظر قابل فهم است. سروش بیش از دو دهه پیش یکی از جدیترین نقدها را به شریعتی وارد کرد و با طرح نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت»، مسیر معرفتشناختی متفاوتی را در پیش گرفت. بنابراین، برآشفتن امروز او را نباید به دلبستگی شخصی یا توافق فکری با شریعتی تقلیل داد. پرسش اصلی این است: چه تغییری رخ داده که منتقد دیروز، امروز در برابر اهانت به شریعتی موضع میگیرد؟پاسخ در تفاوت میان «نقد درونگفتمانی» و «حذف گفتمانی» نهفته است. نقد سروش به شریعتی، با وجود همه تندیهایش، درون یک میدان مشترک فکری صورت میگرفت؛ میدانی که همچنان برای اصلاح دینی، آزادی، عقلانیت، عدالت اجتماعی و بازاندیشی نسبت دین و سیاست موضوعیت قائل بود. اما حملات کنونی غالباً قصد اصلاح یا نقد این پروژه را ندارند. هدف، بیاعتبارکردن کلیت سنت روشنفکری دینی و تخریب شالودههای تاریخی آن است. شریعتی در این نزاع نه فقط یک متفکر، بلکه نماد یکی از مهمترین تلاشهای فکری برای بازسازی رابطه دین، جامعه و رهایی سیاسی در ایران معاصر است.از این منظر، حمله به شریعتی نقش یک «بمب سنگرشکن» را ایفا میکند: ضربهای که هدف آن عبور از اختلافات سطحی و تخریب بنیان یک سنت فکری است. این حمله نه الزاماً به سود مصباحیسم ایدئولوژیک و یا دین سنتی تمام میشود، نه ضرورتاً در امتداد دستگاه فکری جواد طباطبایی و ایرانشهری قرار دارد. مسئله اصلی، ظهور نوعی ارتجاع سلطنتطلبانه و شبکههای رسانهای و سیاسی است که با زبان لیبرالیسم سخن میگویند، اما در عمل در ائتلاف با تراستیها با تکثر فکری، تجربه جمهوریخواهی، عدالتخواهی و هرگونه روایت مستقل از تاریخ معاصر ایران مسئله دارند.فضای پس از جنگ دوازدهروزه و امتداد آن در جنگ چهلروزه روایتها، این منازعه را آشکارتر کرده است. اکنون رقابت فقط بر سر ارزیابی انقلاب، جمهوری اسلامی یا کارنامه روشنفکری دینی نیست؛ نزاع بر سر مالکیت گذشته و تعیین حدود اندیشه مشروع در آینده ایران است. در چنین شرایطی، حذف شریعتی مقدمه حذف یک فرد نیست؛ بخشی از پروژهای گستردهتر برای پاککردن سنتهایی است که میکوشند میان دین، آزادی، عدالت، هویت ملی و استقلال سیاسی رابطهای غیرسلطنتی و سنتی برقرار کنند.میتوان شریعتی را نقد کرد و باید او را نقد کرد. اما میان نقد نظری و تخریب تاریخی تفاوتی اساسی وجود دارد. دفاع از حق حضور شریعتی در تاریخ اندیشه ایران، دفاع از تمام آرای او نیست؛ دفاع از امکان تکثر فکری و مقاومت در برابر بازنویسی اقتدارگرایانه تاریخ است.منبع: کانال تلگرامی حسین قتیبt.me/un_nature
شبیه نقاشی بچگیهامونه یه خونه با سقف شیروونی، دو تا پنجره و یه در بینشون( تازه یه لامپ هم میکشیدیم که از بیرون قابل دیدن بود😅)حتی درخت سمت راست خونه هم دقیقا همون شکلیه و حیاطی که همیشه پر از بهار بود😍#ماسال@dorde_dard
🏅 جایزهای مهم برای یک دانشمند ایرانی🇮🇷 شایان اویسقرَن، استاد دانشگاه واشنگتن، مدال آباکوس ۲۰۲۶ را دریافت کرد؛ یکی از معتبرترین جوایز جهان در علوم نظری رایانه که هر چهار سال یکبار از سوی اتحادیه بینالمللی ریاضیات اهدا میشود.اویسقرن این جایزه را برای دستاوردهای پیشگامانه در طراحی و تحلیل الگوریتمها، مسئله فروشنده دورهگرد و الگوریتمهای نمونهگیری دریافت کرد.khabaronline.ir/news/2251419/https://t.me…
🔺از محمد علی فردین تا اکبر عبدیاحتمالاً این تصادفی نبود که آغاز زندگی حرفهای اکبر عبدی با نخستین ماهها و سالهای پس از انقلاب ۵۷ مصادف شد. دوران دشواری که نسل آرمانگرای دهههای چهل و پنجاه، پس از فروکش کردن تبوتاب آرمانها و از دست رفتن شور و هیجان پیشین، بهدنبال مفری برای ادامه زندگی میگشت. ظهور یک ستاره سینمایی که میتوانست لحظاتی خنده بر لبان مردم بنشاند، در چنین شرایطی موهبتی بود.عبدی مردم را برای لحظاتی سرگرم میکرد؛ توجهشان از سختیهای زندگی برداشته میشد و فرصتی برای خندیدن به گرفتاریها و دشواریهای زندگی روزمره فراهم میآمد.محبوبیت و شهرت اکبر عبدی، از این منظر، شاید با محمدعلی فردین قابل مقایسه باشد؛ مردی از جنس مردم معمولی که به بخشی از حافظه جمعی و خاطره ملی ایرانیان تبدیل شد.فردین، گرچه نامش با ژانری به نام «فیلمفارسی» گره خورده است، در عمل نمادی از نوعی زندگی اتوپیایی و بازتابی از آرزوهای مردم ایران در دهههای پیش از انقلاب بود. او معمولاً در پایان داستان، بیعدالتی را شکست میداد، عشق را نجات میداد و نظم اخلاقی جهان را دوباره برقرار میکرد. سینمای او، بیش از آنکه آینه واقعیت باشد، پناهگاهی برای رؤیاهای جمعی بود.برخلاف فردین، عبدی رؤیا نمیفروخت، وعده آیندهای آرمانی نمیداد و در قامت منجی فرودستان ظاهر نمیشد. او از دل واقعیتهای زندگی روزمره، تنگناهای اقتصادی، ناکامیها و تناقضهای اجتماعی، خنده میآفرید. هنر عبدی این بود که از دل تراژدی، کمدی خلق میکرد.فروغ فرخزاد، وقتی چشمانتظار کسی است که قرار است بیاید و همهچیز را میان مردم تقسیم کند، سینمای فردین را نیز فراموش نمیکند:«... و نان را قسمت میکندو پپسی را قسمت میکندو باغ ملی را قسمت میکند...و سینمای فردین را قسمت میکند...و سهم مرا هم میدهد»شعر فروغ یادآور منجیباوری عمومی در فرهنگ روزمره آن سالهاست؛ نوعی موعودگرایی رمانتیک و سانتیمانتال که بخشی از ذهنیت عمومی را تسخیر کرده بود؛ از سینمادوستان دلبسته فیلمفارسی گرفته تا مبارزان راه آزادی، در طیفی که از چپ آغاز میشد و به اسلامگرایان میرسید.این شعر، بازتاب دلمشغولیهای نخستین نسل پس از صنعتیشدن ایران و تناقضهای مدرنیته نیز هست؛ نسلی که مفر خود را در آرمانهای سیاسی، ایدئولوژیهای اتوپیایی و پیروزیهای رمانتیک سینمای فردین جستوجو میکرد.اما هنگامی که نوبت اکبر عبدی رسید، آن موج بلند آرمانگرایی فروکش کرده و دریایی از سرخوردگی بر جای گذاشته بود؛ از شکست آرمانهای سیاسی و ایدئولوژیک در سطح کلان تا ناکامیهای شخصی که حاصل برخورد با صخره سخت واقعیت بود.به یک معنا، گویی افق ذهنی جامعه از «فیلمفارسی» به «در انتظار گودو» تغییر کرده بود. انتظار همچنان ادامه داشت، اما دیگر نه با شور و امید، بلکه با ملال، فرسودگی و تعلیق. در چنین فضایی، خندیدن دیگر تجمل نبود؛ راهی برای دوام آوردن بود.اکبر عبدی، از این منظر، فردین نبود و نمیتوانست باشد. او پیوندی راسختر با واقعیت داشت و با دلایلی عینیتر مردم را پای تلویزیونها و روی صندلیهای سینما مینشاند. اگر فردین قهرمان روزگار رؤیاها بود، عبدی بازیگر عصر واقعیت شد؛ عصری که دیگر کسی انتظار نداشت منجی از راه برسد، اما همه به لحظهای خنده نیاز داشتند تا بار سنگین انتظار را تاب بیاورند.نسل دهههای ۶۰ و هفتاد و پس از آن یاد گرفت که واقعیت اجتماعی را همیشه نمیتوان تغییر داد. بیعدالتی جانسختتر از تخیلات سیاسی است و آزادی نیز پرندهی کوچک خوشبختی نیست که از گوشهی آسمان پیدا شود.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1