در نمایشنامهٔ «کرگدن»، نوشتهٔ اوژن یونسکو در سال ۱۹۵۹، ساکنان شهری کوچک یکبهیک به کرگدن استحاله م…
انتشار: 2026/08/01 20:15 UTCدریافت: 2026/08/14 20:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 20:09 UTC
در نمایشنامهٔ «کرگدن»، نوشتهٔ اوژن یونسکو در سال ۱۹۵۹، ساکنان شهری کوچک یکبهیک به کرگدن استحاله مییابند. آنچه هراسانگیز است، خودِ این جانوران نیستند، بلکه سهولتِ این دگردیسی است؛ اینکه همسایگان، همکاران و روشنفکرانِ محترم چگونه تسلیم خویش را توجیه میکنند، دلایلی برای ستایشِ گله مییابند، و همرنگیِ تازهٔ خود را نوعی شجاعت جار میزنند. یونسکو، که استحالهٔ دوستانش را در رومانیِ میاندوجنگ به سوی فاشیسمِ «گارد آهنین» به چشم دیده بود، دریافته بود که فاشیسم بهندرت همچون فاجعهای واحد از راه میرسد. فاشیسم گامبهگام پیش میرود، هر گام چندان کوچک که معقول بهنظر آید، تا آنکه امرِ ناانديشيدنی به همهمهٔ عادیِ افکارِ محترم بدل شود. تنها برانژه، آن آدمِ عادی و پُرنقصی که پایداری میکند، سر باز میزند — و خود را تنها مییابد.این دقیقاً همان ابتذالی است که امروز به نمایش درآمده است. سهولتِ خونسردانه و تقریباً دیوانسالارانهای که با آن مقامهای آمریکایی، رسانهها، اعضای کنگره و اندیشکدهها دربارهٔ بمبارانِ زیرساختهای انرژیِ ایران بحث میکنند — نابودیِ عامدانهٔ شریانهای حیاتیِ غیرنظامیان، که نقضِ فاحشِ حقوق بینالملل بشردوستانه است — خود گونهای از همان «کرگدنشدن» است. جنایات جنگی همچون گزینههای سیاستگذاری مطرح میشوند، مانند برآوردهای فصلی سبکوسنگین میگردند، و از فاجعهٔ انسانیای که توصیف میکنند تهی میشوند. و سکوتی که این را در بر گرفته است — از سوی دولتهای غربی، سازمان ملل متحد، و آن چهرههای بینالمللیای که تنها بهگاهِ مصلحت از «نظمِ مبتنی بر قواعد» دم میزنند — بیطرفی نیست. کرگدن شدنِ خاموشِ گله است.برآمدنِ ترامپ نیز به همین الگو تعلق دارد. این نه فوران چیزی بیگانه، بلکه انباشتِ رضایتهای کوچک است؛ عادیسازیِ پیوستهٔ آنچه باید شورش برانگیزد. هر مماشات، مماشاتِ بعدی را آسانتر میکند، تا آنکه غریوِ گله هر اعتراضی را در خود فرو برد. هشدارِ یونسکو هرگز در حقیقت دربارهٔ هیولاها نبود؛ دربارهٔ این بود که چگونه آدمیانِ عادی، بیآنکه چیزی را ناساز بیابند، خاموش به هیولا بدل میشوند.x.com/i/status/2083640119609762071

