**هرمز درباره عوارض نیست**درباره این استچه کسی اجازه عبور میدهد.اگر ایران بهعنوان مدیر بهرسمیتش…
انتشار: 2026/08/07 07:16 UTCدریافت: 2026/08/11 11:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 11:45 UTC
**هرمز درباره عوارض نیست**درباره این استچه کسی اجازه عبور میدهد.اگر ایران بهعنوان مدیر بهرسمیتشناختهشده مهمترین تنگه نفتی جهان ظاهر شود، ایالات متحده بخشی از قدرت دریاییای را که زیربنای هژمونی جهانیاش بود، از دست داده است.اختلاف در حال ظهور بر سر عوارض و هزینهها در تنگه هرمز، خطر پنهان کردن واقعیت بزرگتر ژئوپلیتیک را به همراه دارد.پول مسئله اصلی نیست. اینکه ایران در نهایت ۳٪، ۵٪، ۷٪ یا تقریباً هیچ چیز جمعآوری کند، ممکن است بسیار کمتر از این اهمیت داشته باشد که تهران بهطور رسمی بهعنوان مدیر مهمترین گلوگاه انرژی جهان بهرسمیت شناخته شود.به نظر میرسد این جایزه واقعی باشد.دهههاست که آزادی ناوبری از طریق هرمز بهعنوان بخشی از نظم دریایی که توسط ایالات متحده تضمین میشد، تلقی میشد. این نقش مرکزی در «معامله بزرگ» پس از جنگ جهانی دوم داشت: واشنگتن از مسیرهای تجارت جهانی محافظت میکرد و در عوض، جهان سیستمی را میپذیرفت که حول قدرت آمریکا، نهادهای مالی آمریکا و دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره اصلی سازمان یافته بود.جنگ ایران ممکن است اساساً این ترتیب را تغییر داده باشد.ایالات متحده وارد درگیری شد و اصرار داشت که هرمز باز بماند و خارج از کنترل ایران باشد. پنج ماه بعد، فشار نظامی نتوانسته است چنگ ایران بر تنگه را بشکند. واشنگتن به نظر میرسد تمایلی ندارد — یا شاید توانایی ندارد — که وضعیت قبلی را با زور بازگرداند. توافق در حال ظهور در عوض اقتدار ایران بر ترافیک ورودی، حقوق نظارت و احتمالاً هزینهها را در نظر میگیرد.این یک مصالحه فنی نیست. این یک امتیاز استراتژیک است.روری جانستون احتمالاً درست میگوید که تهران ممکن است در نهایت بیشتر به رسمیت شناختن اهمیت دهد تا درآمد. ارزش ژئوپلیتیک در تثبیت این اصل نهفته است که کشتیها با اجازه ایران از هرمز عبور میکنند. وقتی این اصل پذیرفته شود، سؤال اینکه ایران چقدر هزینه میگیرد، ثانویه میشود.ایران هرمز را واگذار نخواهد کرد چون مجبور نیست. نشان داده که میتواند هزینههای غیرقابل تحملی بر زیرساختهای انرژی خلیج، کشتیرانی تجاری و متحدان منطقهای آمریکا تحمیل کند، در حالی که ماهها حملات آمریکا و اسرائیل را جذب کرده است. واشنگتن در همین حال کشف کرده که کنترل یک گلوگاه آسانتر اعلام میشود تا اجرا.پیامدها بسیار فراتر از خلیج گسترش مییابد.هنری کیسینجر اغلب به این گفته نسبت داده میشود که «نفت را کنترل کنید و ملتها را کنترل میکنید.» ایالات متحده البته مستقیماً بزرگترین تمرکز عرضه نفت جهان را کنترل نمیکند، اما دههها معماری امنیتیای را کنترل میکرد که اجازه میداد آن بشکهها به بازارهای جهانی برسند. این تمایز اکنون در حال باریک شدن است.ایران ممکن است هر بشکه تولیدشده در خلیج را کنترل نکند، اما نشان داده که میتواند تعیین کند آیا بخش زیادی از آن نفت حرکت میکند — و با چه شرایطی.این تغییر عمدهای در موازنه قدرت منطقهای و شکست جدی ژئوپلیتیک برای ایالات متحده است. همچنین نشان میدهد که تحول آهسته نظم بینالمللی لیبرال جهش ناگهانی به جلو داشته است.دلار فردا وضعیت ارز ذخیره خود را از دست نخواهد داد چون ایران ترافیک از طریق هرمز را مدیریت میکند. ارزهای ذخیره بر بازارهای سرمایه عمیق، نهادهای حقوقی، نقدینگی و اثرات شبکه تکیه دارند. اما نظم دریایی و نظم پولی همیشه با قدرت آمریکا به هم پیوند خوردهاند.اگر ایالات متحده دیگر نتواند آزادی عبور از مهمترین گلوگاه نفتی جهان را تضمین کند، آنگاه یکی از پایههای آن قدرت تضعیف شده است.عوارض صرفاً جزئیات است.مسئله واقعی این است که نگهبان تجارت دریایی مجبور شده است با دروازهبان مذاکره کند.#هرمز #ایران #ایالاتمتحده #نفت #دلار #ژئوپلیتیک #تجارتدریایی💥کانال پایش امریکا را در تلگرام یا بله دنبال کنید👇🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍کانال پایش در بله @payeshusa