📝#یادداشت_دانشجویی✍️ محمد مهدی اشکشی، برق1402❓اگر پس از امضای یک تفاهم، همچنان خبر حملات، شنیده شدن…
انتشار: 2026/07/15 08:36 UTCویرایش: 2026/07/31 23:59 UTCدریافت: 2026/08/15 01:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:15 UTC
📝#یادداشت_دانشجویی✍️ محمد مهدی اشکشی، برق1402❓اگر پس از امضای یک تفاهم، همچنان خبر حملات، شنیده شدن صدای انفجار و ادامه تنشهای نظامی در نقاطی از کشور منتشر شود، آیا میتوان گفت آن تفاهم توانسته امنیت ایجاد کند؟📌تفاهمی که نخستین بند این تفاهم، توقف درگیریها و برقراری آتشبس در همه جبهههای منطقه بود. اما امروز به جایی رسیده که خبر حملات به جنوب کشور و پاسخهای متقابل به بحرین و کویت، به خبرهایی تقریباً عادی تبدیل شده است. اگر قرار بود نتیجه این توافق، ادامه همان چرخه تنش و درگیری باشد، این پرسش جدی مطرح میشود که تفاوت بودن آن با نبودن آن چیست؟🔍پرسش اصلی این است که چگونه تفاهمی که با مذاکرات فشرده در بالاترین سطح سیاسی دنبال شد و در نهایت به امضای مستقیم رؤسای جمهور دو کشور رسید، در فاصلهای کوتاه تبدیل به متنی مانند املاءهای دوران دبستان مان شده که فقط چند کلمه هستند که بر برگ کاغذی نوشته شدهاند و هیچ ارتباطی با واقعیتهای کنونی ما ندارند.✏️پاسخ این مسئله در کلمات متن نیست که بگوییم اگر به جای فلان واژه، واژهای دیگر بود مسئله حل میشد. دنیای نزاع بر سر واژهها تمام شده، امروز جنگ بر سر آینده است؛ آینده را نمیتوان با واژههای اکنون به دست آورد. موضوع واژه نیست، موضوع صفحهای است که واژهها را بر آن نقش میبندند.🎯داستان ناکامی این تفاهم از اینجا آغاز میشود: این تفاهم بر بستری از شکافهای عمیق بنا شده است. سیاستگذار ایران میکوشد بر روی صفحهای که جنسش دگرگون شده، با جوهر و واژههای گذشته متنی امروزی بنویسد تا آیندهاش را تضمین کند.❗️اشتباه اساسی تفاهمنامه اخیر آن است که بر این فرض بنا شده است که اختلاف ایران و آمریکا، اختلافی سیاسی یا در نهایت امنیتی است؛ اختلافی که میتوان آن را با مجموعهای از امتیازهای متقابل، ترتیبات اجرایی و سازوکارهای نظارتی مدیریت کرد.🌏اما اگر این منازعه را رقابتی عمیقتر بر سر نظم منطقهای، الگوهای توزیع قدرت، برداشتهای متفاوت از امنیت و جایگاه ایران در معادلات آینده غرب آسیا بدانیم، آنگاه مسئله دیگر بر سر چند بند از یک توافق یا چند امتیاز متقابل نخواهد بود. در این صورت، روشن میشود که متن تفاهم تنها لایهای سطحی از یک رقابت عمیقتر را پوشش میدهد و به همین دلیل نیز نمیتواند به تنهایی ضامن صلحی پایدار باشد.🧠خطای دیگر سیاستگذار ایرانی آن است که خود را مرکز عالم میشمارد و هیچ التفاتی به دیگر تحولات جهانی ندارد. گمان میکند مسئله فقط اوست و آمریکا، و سرنوشت منطقه تنها در گفتوگوی تهران و واشنگتن تعیین میشود.♟️در چنین شرایطی، اگر سیاستگذار تنها بر محور «ایران و آمریکا» بیندیشد، ممکن است از دیدن شبکه گستردهتری از منافع، ائتلافها و رقابتها باز بماند. به همین دلیل، هر راهبردی که بخواهد آینده را طراحی کند، باید از تحلیل دوجانبه عبور کرده و به درکی چندلایه از نظم در حال شکلگیری منطقه و جهان برسد. در غیر این صورت، حتی اگر در یک میز مذاکره به توافقی دست یابد، ممکن است در میدان واقعی با مقاومت یا منافع بازیگرانی روبهرو شود که اساساً در آن میز حضور نداشتهاند.🌊مانند داستان این روزهای تنگه هرمز که سر و کله کریدور عمانی پیدا شده؛ آیا سیاستگذار ایرانی واقعاً متوجه نبود که این تنگه دارای یک صاحب دیگر به اسم عمان است و او نیز حق دارد آنگونه که میخواهد اعمال حاکمیت کند؟🇱🇧یا داستان آتشبس در لبنان؛ ایران به این توجه نداشت که لبنان دارای دولتی قانونی است که میتواند با لابیهای فرانسه و عربستان باعث اختلال کار حزبالله شود؟🎯مسئله امروز صرفاً یک مذاکره دوجانبه نیست؛ مسئله، فهم جایگاه ایران در صفحه شطرنجی است که مهرههای آن تنها تهران و واشنگتن نیستند. بازیگران متعددی، هر یک با منافع، نگرانیها و افقهای راهبردی متفاوت، در حال بازآرایی این صفحهاند.🔖از اینرو، سرنوشت این منازعه نیز با امضای یک تفاهم دوجانبه تعیین نمیشود، بلکه باید به یک بازی چندلایه و تثبیت جایگاه ایران نسبت به تمام بازیگران جهانی (نه یک بازیگر) ختم شود.📖شاید بزرگترین درس این تجربه آن باشد که پیش از نوشتن هر توافق تازه، باید واقعیات جهانی را که آن توافق قرار است در آن اجرا شود، شناخت. هرگاه واقعیت دگرگون شود اما زبان سیاست همان زبان گذشته بماند، فاصلهای میان کلمات و جهان شکل میگیرد؛ فاصلهای که دیر یا زود خود را در میدان عمل نشان میدهد. همانگونه که اکنون این فاصله را میتوان در شنیده شدن صدای انفجار در سیریک و بندرعباس جستجو کرد.نبض دانشگاه در دستانت!🆔 @utnabz