پهنه تاریخی دشت ورامین با سابقه ی برخورداری از تشیع علوی، میراث دار آیین های کهن سنتی و مذهبی است ک…
انتشار: 2026/06/25 15:25 UTC
پهنه تاریخی دشت ورامین با سابقه ی برخورداری از تشیع علوی، میراث دار آیین های کهن سنتی و مذهبی است که برگرفته از #قیام_عاشورا و حوادث منتهی به قبل و بعد آن است.حال مردم مذهبی #شهرستان_ورامین، بعد از هزار و چهارصد سال از این واقعه ی عظیم، با انتقال سینه به سینه ی باورها و اعتقادات مذهبی خود، قرن ها است آنها را در قالب #آئین_هایی_باشکوه به اجرا می گذارند که گویی، این واقعه تازه و در روزها و یا سال های اخیر حادث شده است.یکی از همین مظاهری که برگرفته از باورهای مذهبی و بخشی از #نمادهای_عاشورایی (نماد علم حضرت ابوالفضل ع) است، #علم مشهور #روستای_کهنه_گل در شهر ورامین است که با سابقه ایی حدود #دویست_ساله در مجلس گردانی روز عاشورای این روستا، در اذهان مردمان مذهبی این دیار از جایگاه ویژه ایی برخوردار است.آنگونه که برخی از بزرگان این روستا معتقدند، در زمان #فتحعلیشاه_قاجار، جمعی از #طایفه_بزرگ_کنگرلو از منطقه نخجوان کشور آذربایجان فعلی به روستای کهنه گل ورامین کوچانده و یا مهاجرت نموده و ساکن شدند. از آنجا که اینان از #ترک_های_مسلمان شیعه مذهب بودند، با انتقال و همراه آوردن عَلَم مشهور طایفه اشان که به شکل #صلیب بود، در روز عاشورا با آن عزاداری و مجلس گردانی می کردند.کنگرلوها با روایت های مختلف معتقد بودند که این علم، قسمتی از علم حضرت ابوالفضل (ع) بوده و حتی کرامات و معجزاتی از آن نقل می کردند. در مرکز روستا و مکانی که معتقدند محل شهادت #امامزاده_یحیی_(ع) از اولاد امام حسن مجتبی (ع) و به نام #قتلگاه و یا #شهیدگاه معروف است، در محل مسجدی که امروزه به نام باب الحوائج است، اتاقی را به نام #اتاق_علم مهیا کردند و علم را در داخل جلد چرمی سبزرنگ و بر روی بالشتی از گُل سرخ با بوی گلاب قرارداده و در جعبه ایی با عنوان "#صندوق_علم" در گوشه ی طاقچه این اتاق نگهداری می کردند.هرچند که کاربرد و استفاده از این علم، یکبار در سال و آن هم چند ساعتی در #روز_عاشورا بود، ولی در بقیه ی ایام سال زائرانی داشت که باحضور در این اتاق و با واسطه قراردادن حضرت ابوالفضل(ع) در درگاه خداوند و به امید برآورده شدن حاجات خود، به دیدن علم می آمدند و آن را بنا بر احترام، دو دستی برداشته و پس از بوسه زدن، در جایگاهش قرار می دادند.روز عاشورا که فرا می رسید، هیات های عزادار از سراسر دشت ورامین ازجمله هیات های بزرگ #سینه_زن سیدفتح الله و شاه حسین ورامین و روستاهای امرآباد، کلاته، دهوین، خواجه ولی، حصارک و قلعه سین و همچنین از شهرهای تهران، ری، کاشان، قم و ... به منظور عزاداری، دیدن علم و پرداخت نذوراتشان، در محل شهیدگاه این روستا گِرد هم می آمدند.در این روز علم را به #دسته_چوبی بلند چند متری که با پارچه های مشکی و سبز پوشانده شده بود، می بستند و آن را به داخل شهیدگاه می آوردند.#علمدار، پایه علم را داخل حمایل دور کمرش قرار می داد و حدود چند ساعت تا ظهر عاشورا، این علم به ترتیب توسط علمدارانی که تا حدود ده نفر بودند، در میان عزاداران می چرخید و حرکت می کرد و عده ایی به دور آن سینه می زدند و با صدای بلند، حسین حسین می گفتند. در این هنگام که عزاداری به اوج خود رسیده بود، هر کس نذری داشت، با اشاره ایی، علمدار، علم را مقابل او آورده و خم می کرد و او پس از بوسیدن علم، نذر خود را در داخل کیسه های چرمی که به کمر افراد مخصوص جمع آوری نذورات بسته شده و دور علم حرکت می کردند، می ریخت.مراسم علم گردانی چند ساعتی ادامه داشت و در هنگام اذان ظهر که مصادف با شهادت حضرت امام حسین(ع) است، علم در مقابل حسینیه بنی فاطمه بر زمین می خورد. آنگاه متولیان علم را بر دوش می گرفتند و شعارگویان آن را تا جایگاه خویش در اتاق علم همراهی می کردند.در این بین مشایعت کنندگان دو دسته می شدند و عده ایی با صدای بلند شعار می دادند "حسین چه شد؟ شهید شد" و عده ایی دیگر در جواب آنها شعار می دادند "پس خاک بر سرما". برخی معتقد بودند در هنگامی که علم بر زمین می خورد، #سه_قطره_خون از آن بر زمین می چکید و چون ازدحام جمعیت وجود داشت، دیدن آن برای همه ی عزاداران قابل رویت نبود.پس از پایان مراسم، عزاداران خاک محلی را که علم در آنجا بر زمین خورده بود، برای تبرک به یادگار می بردند و اگر حاجتشان برآورده می شد، در مراسم سال بعد نذرشان را ادا می کردند.هرچند که اهالی معتقد بودند که هروقت علم دزدیده و یا گم شود، صبح روز عاشورا به جایگاه خودش باز می گردد و چه بسا که این اتفاق چندین بار حادث شده و علم در این روز بازگشته بود، اما در اوایل #دهه_۱۳۶۰ با مفقود شدن علم و پیدانشدن و بازنگشتن آن، چراغ برگزاری این مراسم مذهبی، خاموش شد.استاد سعید وزیری نویسنده کتاب "تاریخ ورامین" معتقد است در همان سال ها، علم توسط ژاندارمری و یا شهربانی توقیف و اینگونه بود که این علم از گردونه عزاداری روستای کهنه گل خارج شد.


