⚡️ تعزیه بنیاسد؛ از خاکسپاریِ پیکرهای مطهر در کربلا تا قیامی که ۱۵ خرداد را ماندگار کرد#مهدی_مقا…
انتشار: 2026/06/26 09:03 UTC
⚡️ تعزیه بنیاسد؛ از خاکسپاریِ پیکرهای مطهر در کربلا تا قیامی که ۱۵ خرداد را ماندگار کرد#مهدی_مقاری آیینِ پانصدسالهای که در سایه بارگاهِ امامزاده جعفر(ع) در #پیشوا، عاشورا را به انقلاب اسلامی گره زد و کفنپوشانش با خونِ خود، نهالِ انقلاب را آبیاری کردند؛ دیاری با هویتی کهنتر از بسیاری از شهرهایِ امروزی، که همچنان در محرومیت دستوپا میزند.دوازدهمِ محرمِ سالِ ۶۱ هجری. سه روز از آن شامِ جانسوز گذشته. پیکرهایِ مطهّرِ شهیدانِ کربلا هنوز بر خاک افتادهاند. یزیدیان نه تنها دست به دفنِ آن ابدانِ پاک نزدند، که با زیرِ سمِ اسب کشاندنِ اجساد، جسارتی کردند که تاریخ از آن شرمسار است. امّا زنانِ بنیاسد، تابِ این بیحرمتی را نیاوردند. اشکهایشان را قورت دادند و مردانشان را به میدان فرستادند. حضرتِ سجّاد(ع) در آن دم، یکیک شهیدان را نام برد و تدفینی رقم خورد که تا همیشه در خاطرهها ماند.این آیین، بیش از پانصد سال است که در شهرِ پیشوا، در جوارِ بارگاهِ ملکوتیِ امامزادهی جعفرِبنِموسیالکاظم(ع) برادرِ تنیِ امامِ رضا(ع) هر سال در روزِ دوازدهمِ محرم جان میگیرد. در گرمایِ سوزان و سرمایِ سخت، در روزگارِ خفقانِ رژیمِ پهلوی و سالهایِ پرالتهابِ انقلاب و جنگ تحمیلی، این تعزیه هرگز تعطیل نشد. نه خفقان توانست آن را خاموش کند، نه بیتوجّهی؛ انگار این آیین، نبضِ تپنده وفاداری بوده است.این تعزیه کهن، گواهِ مدنیت و هویتِ ریشهدارِ این دیار است؛ دیاری که قرنها پیشتر از آنکه بسیاری از شهرهایِ امروزیِ منطقه پا به عرصه بگذارند، مرکزِ فرهنگ و آیین بوده. امّا در معادلاتِ توسعه، این گنجینه تاریخیِ زنده، هرگز دیده نشده است.نقطه اوجِ پیوندِ این آیین با تاریخِ سیاسیِ ایران، به سالِ ۱۳۴۲ بازمیگردد. خبرِ دستگیریِ امامِ خمینی(ره) پس از سخنرانیِ آتشیناش علیه کاپیتولاسیون، به صحنِ مطهّرِ امامزاده رسید. عزادارانی که تا دقایقی پیش برای سالارِ شهیدان میگریستند، ناگهان به قیامی دیگر برخاستند؛ کفن پوشیدند، غسلِ شهادت کردند و راهیِ تهران شدند. مردمِ ورامین و روستاهایِ اطراف هم به این کاروانِ آتشین پیوستند؛ کاروانی که در پلِ باقرآبادِ قرچک، با گلولههایِ گاردِ شاه، به خاک و خون غلتید.آن روز، زمین از خونِ کفنپوشان رنگ گرفت. برابر آمار رسمی اعلامی، هشتاد و شش شهید و صد و نود و سه زخمی، حاصلِ این مسیرِ عاشقانه بود. همین خونها بود که رژیم را به لرزه انداخت و امام را آزاد کرد. امام، به احترامِ این شهدا، پانزده خرداد را عزایِ عمومی اعلام کرد. همان روزی که بذرِ انقلابی شد که پانزده سال بعد، در بیستودومِ بهمنِ ۱۳۵۷ به ثمر نشست.شصت و چند سال از آن روزِ خونین میگذرد. در این سالها، بسیاری از شهرهایِ همجوار که در آن زمان وجود نداشتند یا روستاهایِ کوچکی بودند، رشد کردند، توسعه یافتند و به شهرهایی آباد تبدیل شدند. امّا پیشوا و ورامین، همانگونه که در آن روزِ سخت پیشتازِ قیام بودند، امروز هم در محرومیت پیشتازند! کمبودِ آب، نبودِ صنایع، بیکاری، محرومیتهایِ خدماتی و جادههایِ فرسوده؛ اینها هدیهای است که دیارِ پانزده خرداد در برابرِ آن همه ایثار گرفته است.سرزمینی با قدمتِ و این سابقه انقلابآفرین، نه در مدلهایِ توسعه منطقهای جایی دارد، نه در برنامههایِ کلانِ ملی دیده میشود. این تعزیه پانصدساله که هرسال بیوقفه برگزار شده، میتوانست موتورِ گردشگریِ مذهبی باشد؛ امّا هیچکس از این ظرفیت برای آبادانیِ این خطّه استفاده نکرده است.امّا امید هست. دیر یا زود، این سرزمینِ خونرنگ به جایگاهِ واقعیاش بازگردد. مردمانش که در سختترین لحظات پایِ آرمانهایشان ایستادند، سزاوارِ بهترینها هستند. خونِ شهدایِ پانزده خرداد، وعده فردایی بهتر است؛ فردایی که این دیارِ کهن، در تاریخِ این سرزمین باقی بماند و قدرش دانسته شود.


