🔸مدّاح من با من قهر کرده!🔹 جناب حجّة الاسلام حاج سید مرتضی هاشمی (فرزند عالم ربّانی آقا سید علی اکب…
انتشار: 2026/06/29 10:47 UTC
🔸مدّاح من با من قهر کرده!🔹 جناب حجّة الاسلام حاج سید مرتضی هاشمی (فرزند عالم ربّانی آقا سید علی اکبر هاشمی طالخونچه) به نقل از سیّد معتمد آقای حاج سید محسن میرزمانی: 🔸 مرحوم آقا سید علی اکبر شبی ساعت دو یا سه بعد از نیمه شب درب منزل ما آمدند و امر فرمودند که با ایشان بیرون بروم. من لباس پوشیدم و به اتفاق ایشان قدری قدم زدیم. از ایشان سؤال کردم جایی تشریف می برید تا ماشین بیاورم؟ 🔹 فرمودند: میخواهم به منزل آقای حسام الواعظین بروم، ایشان مریض است. شما بروید منزل و قدری پول همراه بردارید، آقای حسام فلان دوا را لازم دارد. 🔸من فوراً آمدم و به یکی از دوستان که احتمال میدادم در آن وقت شب آن دوا را داشته باشد تلفن زدم و سپس به در خانه او رفته و آن را تهیه کردم. آنگاه به اتفاق ایشان به مسجد ملک رفتیم و نماز صبح را خواندیم و به سوی منزل آقای حسام رفتیم. در زدیم، زنی پشت درآمد، ایشان فرمودند: برو به آقای حسام بگو سید علی اکبر هاشمی است. آن زن رفت و برگشت وگفت: بفرمایید. ما وارد شدیم، 🔹 دیدیم مرحوم حسام رو به قبله زانوها را در بغل گرفته و نشسته است. تا چشمش به آقای هاشمی افتاد با تغیّر گفت: حالا باید به سراغ من بیایی؟ ایشان تبسم کردند و پرسیدند: پس منقل و چای شما کجاست؟ 🔸 آقای حسام گفتند: آماده است، و لی من با امام حسین قهر کردهام. چرا آقا من که نوکر ایشان هستم را حفظ نکرد تا مبتلا شدم و حالا داروی مناسب پیدا نمیکنم.🔹 آقای هاشمی فرمود: بفرمایید، این همان دارو که میخواهید. ایشان وقتی آن را دید خوشحال شد و پرسید: از کجاست؟ من گفتم: به دستور حضرت آقای هاشمی آن را تهیه کردهام، و پس از این نیز هرچه لازم داشتید فراهم میکنم. ایشان گفت: هر پانزده روز یک بار برایم بیاور. 🔸 وقتی از منزل مرحوم حسام خارج شدیم به ایشان گفتم: چه شد که شما آن وقت شب درب منزل ما آمدید؟ فرمود: جدّم حضرت سید الشهداء (ع) را در خواب دیدم که فرمود: فرزندم! برو ببین مدّاح من حسام الواعظین چه میخواهد؟ او با من قهر کرده، او را با من آشتی بده. آن گاه مرحوم آقای هاشمی تعهد گرفتند که تا من زنده ام این قضیه را برای کسی بازگو مکن.کتاب شرح مجموعه گل، رحیم قاسمی.منبع: کانال بزم قدسیان@varesoon






