💠 در سال ۱۳۶۱ قمری با بعض رفقا، به مکه معظمه مشرّف شدیم. چون تقریباً در سن بیست و پنج سالگی چشمهای…
انتشار: 2026/07/09 10:53 UTC
💠 در سال ۱۳۶۱ قمری با بعض رفقا، به مکه معظمه مشرّف شدیم. چون تقریباً در سن بیست و پنج سالگی چشمهای حقیر ضعف پیدا کرده بود به طوری که در خواندن قرآنهای بزرگ محتاج بودم خم شوم و در اطاق که وارد می شدم، مردمان آن طرف را خوب تشخیص نمیدادم. 💠 این بود که محتاج به عینک شدم و آن زمان عینک برای جوان خیلی زشت بود و تقریباً از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۶۱ قمری (۳۴سال) که به مکّه مشرّف شدم، با عینک بودم.💠 یک روز در نظر دارم که عینکم خراب شده بود، در همان روز عینکی از رفقا گرفتم و گفتم تا عصر نمیتوانم بدون عینک باشم. 💠 در مراجعت از مکّه از طرف کویت به کاظمین مشرّف شدیم و چون زمستان بود بارندگی فوق العادهای شد و هوا سرد شد. 💠 اربعین هم نزدیک بود و ما میخواستیم که با قطار به کربلا مشرّف شویم، چون راه خشکی در اثر بارندگی خراب شده بود. 💠 هر چه تلاش کردیم بلیط قطار تهیه کنیم، ممکن نشد. بالاخره یک نفر بلیط درجه چهار برای ما آورد که جای حیوانات بود. 💠 با کمال شوق، با یک نفر دیگر از رفقا داخل اطاق قطار شدیم در حالی که سرگین و پِهن در آنجا ریخته شده بود. دستمالی از جیب بیرون آورده و زیر خود انداخته و نشستیم. 💠 در این حال عربها با پاهای برهنه که در آب و گل فرو رفته بود، وارد اطاق ما شدند به طوری که اطاق ما پر شد. 💠 در این بین که قطار حرکت کرد، یک حال انکساری به من دست داد، به خودم گفتم: که زوّار حقیقی امام حسین علیه السلام همین عربها هستند. 💠 شخص عربی که پهلوی من نشسته بود، به همان حال نشستن عربها که زانوها بلند و پاها روی زمین است، من به طوری که آن عرب متوجه نشود، دست بردم و مقداری از گِل که در داخل انگشتان پای او بود، به عنوان تبرّک گرفته و به چشم خود مالیدم. 💠 تا آنکه وارد کربلا شدیم و شب گذشت. صبح که خواستم از منزل بیرون بیایم به عنوان معمولی عینک را زدم، دیدم چیزی عاریهای نظرم میآید، اعتنا نکردم و عینک را زدم. 💠 ظهر که مراجعت کردم، دیدم چشم من دیگر محتاج به عینک نیست، لذا عینک را برداشتم و از آن زمان تاکنون که تقریباً ۱۷ سال میشود، بدون عینک زندگی میکنم و خطوط ریز را به آسانی میخوانم.💠 بحمدلله با اینکه سن من متجاوز از هفتاد سال است، هیچ محتاج عینک نشدم و قرآنهای ریز را به آسانی میخوانم. اشخاصی که سالهای سال بنده را با عینک دیده بودند، خیلی موجب شگفت و تعجّب آنها قرار گرفت. 📚اسلام و مستمندان، ص ۴۲۲@varesoon





