🔸 اشکِ تمساحاین که دارد میرسد بر گوش بانگ شیونشاشکِ تمساحش چنین جاری شده بردامنشاین که اینسان عده…
انتشار: 2026/08/09 17:54 UTCدریافت: 2026/08/14 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 17:37 UTC
🔸 اشکِ تمساحاین که دارد میرسد بر گوش بانگ شیونشاشکِ تمساحش چنین جاری شده بردامنشاین که اینسان عدهای گویند از مظلومیاشدرس انسان سوختن آموخته اهریمنشاین که اینسان عدهای گویند که: رحمش کنیدنیست یک جو رحم در قلب سراسر آهنشآن چنان ظلم و جنایت کرده این ابلیس که میزند بر جان شراری تلخ حتی گفتنشبا قَمه، بی واهمه جان پُلیسی را گرفت بعد هم با ضربههایش اربن اربا شد تنشبعد هم آتش زد آن جسم به خون غلتیده راشعله زد بر پیکرِ خونین بیپیراهنشدست آخر بر جنایت فخر کرد و رقص کردبر تن خونین و صدچاکِ پلیسِ میهنشالغرض، آنسان جنایت کرد بر آن مرد کهمنع شد دیدار او از چشم فرزند و زنشآن که اینگونه بدی کردهست با خوبان دهرزود میگیرد اجل وقت قصاصش دامنشباز میآیند نامردان این دوران به حرفباز میگیرند ایراد از قصاص و کشتنشآن که حرفِ نه به اعدام است اکنون بر لبشدر کجا بودهست در هنگامِ جولان دادنشجان من ایران که پا برجاست در اوج شکوهاز صفایِ جانفزایِ لالههایِ گلشنشجان من ایران که با خون یلانش مانده استسربلند و مقتدر در فتنههای دشمنشجان من ایران که یک آن رو به خاموشی نرفتاز سرِ فوتِ بداندیشان چراغِ روشنش✍ احمد رفیعی وردنجانی🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷🇮🇷 @vatanz_ir 🏴



