چیکار داری میکنی با خودت مستر؟😂
انتشار: 2026/07/18 09:13 UTCدریافت: 2026/08/15 01:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:41 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 3 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — Vocab.coding
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Injury🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥🧠 نقش: اسم (Noun)🟢 مترادف:damage, wound, harm🔴 متضاد:health, wellness, recovery💬 مثال:I got a serious injury while working out. 🏋️♂️🤕وقتی داشتم ورزش میکردم، یه آسیب جدی دیدم.He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Dilemma🧩 معنی: دوراهی، موقعیت سختی که مجبور میشی بین دو انتخاب دشوار یکی رو انتخاب کنی 🤯🧠 نقش: اسم (Noun)🟢 مترادف: difficult choice, tough decision, predicament🔴 متضاد: easy choice, certainty, solution💬 مثال:I’m in a dilemma. Should I stay or leave? 🤔 تو یه دوراهی گیر کردم؛ بمونم یا برم؟She faced a dilemma between following her heart and being practical. ❤️🔥🤯 بین دنبال کردن دلش و منطقی رفتار کردن، سر یک دوراهی قرار گرفت.
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Bizarre🧩 معنی: عجیبوغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی🧠 نقش: صفت (Adjective)🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional💬 مثال:That was a bizarre thing to say in front of everyone.🤨 حرف خیلی عجیبوغریبی بود که جلوی همه زدی!His bizarre behavior made everyone stare at him.😳 رفتار عجیبوغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡😎 Bedridden🧩 معنی: زمینگیر، بستری، ناتوان از ترک تخت بهدلیل بیماری یا آسیب🧠 نقش: صفت (Adjective)🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated🔴 متضاد: healthy, active, mobile💬 مثال:After the accident, he was bedridden for several weeks.🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمینگیر و بستری بود.The illness left her bedridden and unable to walk.🤒 بیماری او را زمینگیر کرد و نتوانست راه برود.