پسانداز هرگز یک بیماری نبود؛ بلکه صرفاً دارو بود، و کینز به ما آموخت که آن را تف کنیم.کینز تمام سی…
انتشار: 2026/06/26 10:03 UTCدریافت: 2026/08/15 02:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:26 UTC
پسانداز هرگز یک بیماری نبود؛ بلکه صرفاً دارو بود، و کینز به ما آموخت که آن را تف کنیم.کینز تمام سیستم فکریاش را بر پایه اشتباهی بنا کرد که حتی یک دانشجوی سال اولی هم باید متوجه آن شود: او “پسانداز” و “سرمایهگذاری” را دشمن یکدیگر تلقی کرد. طبق این منطق، کافی است یک دلار از چرخه مصرف خارج کنید و زیر تشک پنهان کنید تا کل اقتصاد قفل شود؛ تقاضا فرو میپاشد، کارگران اخراج میشوند و آن “پارادوکس خساست” کذایی از راه میرسد. آنجاست که کینز نسخه سیاستیاش را دستتان میدهد: خرج کنید، قرض بگیرید، چاله بکنید و دوباره پرش کنید.باید باور کنید که صرفهجویی یک رذیله اخلاقی است؛ و آن آدم دوراندیشی که برای تحصیل فرزندانش پسانداز میکند، در حال خرابکاری در زندگی همسایگانش است. این یک واژگونیِ خیرهکننده در واقعیت است و از بن و ریشه غلط است.اما در واقعیت وقتی پسانداز میکنید چه اتفاقی میافتد؟ شما امشب از خوردن یک استیک صرفنظر میکنید و آن پول را از طریق بانک یا خرید اوراق قرضه، وام میدهید. آن سرمایه به سمت شرکتی سرازیر میشود که در حال ساخت کارخانه است، یا نانوایی که تنور دومش را میخرد، یا ناوگان صیادی که قایقهای بیشتری میسازد تا سال آینده ماهی بیشتری صید کند. “بوم-باورک” در دهه ۱۸۸۰ این را با مثال ماهیگیرانش توضیح داد: شما امروز کمتر میخورید تا بتوانید توری ببافید که فردا غذای بسیار بیشتری برایتان فراهم کند. پسانداز، ماده اولیه هر “فرایند تولید غیرمستقیم” (Roundabout) است که تا به حال باعث افزایش دستمزدها شده است.کینز “مخارج” را موتور شکوفایی میدید. او هرگز نپرسید کارخانهها از کجا آمدهاند. او مصرف را عامل رفاه میدانست، در حالی که مصرف، پاداشی است که پس از به ثمر نشستنِ ساختار سرمایه، برداشت میکنید. جامعهای که هر چه تولید میکند را میبلعد، برای همیشه در همان جایی که هست درجا میزند؛ درست مثل کشاورزی که بذرها را میخورد و تعجب میکند که چرا بهار محصولی به بار نیامده است.این “درمان”، بیمار را مسموم میکند. وقتی بانکهای مرکزی برای “تحریک تقاضا” نرخ بهره را به زور پایین نگه میدارند، آن سیگنالی را که هماهنگکننده پسانداز و سرمایهگذاری است، قطع میکنند. کارآفرینان، اعتبار ارزان را به اشتباه نشانهای از وجود پساندازِ واقعی میپندارند و پروژههایی را کلید میزنند که هیچکس پولی برای تکمیلشان پسانداز نکرده است. سپس نوبت به فروپاشی میرسد تا آن سرمایهگذاریهای غلط را جارو کند؛ و همان اقتصاددانانی که باعث این بحران بودهاند، داروی بیشتری از همان نوع را تجویز میکنند. “گرینسپن” پس از سال ۲۰۰۱ همین سناریو را اجرا کرد و شما نتیجهاش را در سال ۲۰۰۸ به چشم دیدید.پسانداز هرگز یک بیماری نبود؛ بلکه صرفاً دارو بود، و کینز به ما آموخت که آن را تف کنیم.منبع: ایکس Handre@austro_libertarian


